گنجور

شمارهٔ ۵۴۹

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

آن کدام‌اند و کیان‌اند و کجا می‌باشند

کز خرد دور و برانگیخته با اوباش‌اند

گرچه آزرده و رنجور شود دل‌هاشان

از جفای دگران سینۀ کس نخراشند

برِ این کِشته گر ابلیس خورد گر آدم

هم‌چنان مجتهدان دانۀ خود می‌پاشند

گر به دربانیِ دل نصب شوی قانع باش

ماه و خورشید در این پرده‌سرا فرّاش‌اند

نیست با مردمِ نادان سخنِ منکر حق

که ندانی که گدایانِ خدا قلّاش‌اند

خویشتن را ز خدا دان و منافق بشمار

اغلب اربابِ حقایق به جهالت فاش‌اند

واعظ آن است که اثبات کند نفیِ وجود

گز ز من راست بپرسی دگران فحّاش‌اند

صلح کرده‌ست و سپر بر سرِ آب افکنده‌است

با نزاری همه زان در جدل و پرخاش‌اند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام