گنجور

شمارهٔ ۳۸۸

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

خوش است مجلس اخلاص امّتان مسیح

شراب های مصفّا زساقیان ملیح

مباد مدرسه و خانقه که بیزارم

ز عالمان شنیع و ز زاهدان قبیح

خطیب بر سری منبر چه ژاژ می خاید

عجب که شرم نمی دارد از دروغ صریح

فسانه یی دو ز بهر فریب کرده زبر

کجا کلام محقق کجا کلام صحیح

چو علم داند و بر جهل می کند اصرار

میان عالم و جاهل کجا بود ترجیح

فغان اهل دل از زاهدانِ معترض است

دل از پی دو درم سیم و زر، به کف تسبیح

ز تیغ عشق مکش گردن ای فقیر که شیر

به عجز سر بنهد هم چو گوسفند ذبیح

ز کف منه چو نزاری مفرّحی که به حکم

شوند بی دل و ابکم ازو شجاع و فصیح

غلام ساقی خویشم اگر غلام من است

که مرده زنده کند باز هم چنان که مسیح



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام