گنجور

شمارهٔ ۲۷

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

در عشق اعتبار منه صلح و جنگ را

زیرا نشانه ی دگرست این خدنگ را

تا از خودی خود نبرندت برون تمام

از دامن تو باز نگیرند چنگ را

هر گه که گشته باشی در ذات دوست محو

دیگر حجاب تو نکند نام و ننگ را

چون نفس مطمئنه به مرکز قرار یافت

زان پس چه اعتبار شتاب و درنگ را

زان خاصیت که در سکنات غزال هست

هرگز به وقت حمله نباشد پلنگ را

روشن دلان به آینه محتاج نیستند

زیرا کز ابتدا بزدودند زنگ را

فرهاد کی فریفته ی بی ستون شدی

گر بر محک زدی دل شیرین و سنگ را

بی چاره جان نبرد ز شیرین عشق از آنک

با نوش شهد تعبیه دارد شرنگ را

پهلو چگونه ساید با پیل عشق ، عقل

کز نیل ، بی درنگ در آرد نهنگ را

گر زلف و روی دوست نبینی نزاریا

از هم چگونه فرق کنی صلح و جنگ را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام