گنجور

 
حکیم نزاری قهستانی
 

یار ما را همچو روح الله دمی جان‌پرورست

گرد بر گرد لبش چون چشمهٔ خضر اخضر است

پستهٔ شور لبش خاصیتی دارد عجب

در ادای بوسه جان‌بخش است اگرچه دلبرست

سرو او بر می‌دهد شفتالو و سیب و انار

نیک ‌بختا هرکه را سروی چنانش در برست

آفتاب سرو قامت کس ندیده‌ست ای عجب

سرو ما را این عجب‌تر کآفتابش بر سرست

سرو نرگس چشم گل رخسار نسرین‌بر که دید

سرو ما این خاصیت‌ها دارد این نازک‌ترست

چشمه‌ها دیدیم زیر پای سرو بوستان

بر سر این سرو نادر آنکه چشمهٔ کوثرست

راستی بالای او مطلق بلای جان ماست

پس گریز اولی‌تر آن کس را که جانش در خورست

سر بزرگی کار خودبینان بود تسلیم کن

وارهان درباز با تو هرچه از خشک و ترست

عشق ما و حسن یار ما ز کس پوشیده نیست

با تو بر گفتم گرت قول نزاری باورست

عاشقان او را به نور چشم باطن دیده‌اند

چشم کوته دیده را قفل تحیر بر درست

گرچه هرکس آب گاهی دارد و نان‌پاره‌ای

مشرب و مأکول ما از خوان و جای دیگرست

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.