گنجور

شمارهٔ ۱۸۸

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

کنون که قبله ی من روی آن نگارین است

سجود پیش رخ او کنم که راه این است

نماز من چو در این قبله طاعت است و قبول

ز خاک قبله ی خود ساختن چه آیین است

چو روی دوست بود فارغم ز قبله ی غیر

اگر چه کفر تو باشد ولی مرا دین است

چو دیر هست چه جویم نشان صومعه باز

که کنج صومعه ها مسکن مساکین است

نگنجد این سخن اندر دهان ناقص عقل

که این سخن نه برازای مرد خود بین است

نزاری و می و معشوق و کنج دیر مغان

طریق عاقل و مجنون بی غرض این است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام