گنجور

 
حکیم نزاری قهستانی
 

گر رقیبش دشمن جان است رضوان من است

ورهمه مالک بود در راه او جان من است

آب حیوانی کزو شد زنده ی جاوید خضر

گر زمن پرسند خاک کوی جانان من است

من چه غم دارم اگر بر چشم اهل روزگار

ترک نام و ننگ دشوار است آسان من است

از بهشت و دوزخ ار خواهی نشانی ای پری

روزهای وصلت و شب های هجران من است

مذهب من نیست بودن قابل زهد و ورع

پند دانشمند ننیوشم که نادان من است

کفر مطلق نیست می گویند جز در زلف دوست

حلقه ای زآن زلف میخواهم که ایمان من است

نیست در فرمان من دانی که دل در اصل نیست

چون کنم دعوی که دل در تحت فرمان من است

درد دارم درد آه از درددل ای دوست دوست

چون کنم هم دردی درد تو درمان من است

مطربی دیگر ندارم در تماشا گاه وصل

زاری مسکین نزاری صوت و الحان من است

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.