گنجور

شمارهٔ ۱۴۴

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

جز عشق پیشوا نکند هر که عاشق است

زیرا که عاشقان همه را عشق سایق است

تسلیم راه عشق کند هر چه هست و نیست

وین کار عاشقی است که در عشق صادق است

گر بر عدم نباشد عاشق پسند نیست

آن گه که از وجود بپرداخت لایق است

ناممکن است عشق پرستی و عافیت

کاندر طریق عشق پرستی عوایق است

خوش می‌رسد ز دوست به ما هرچه می رسد

در عشق او جراحت و راحت موافق است

سهل است اگر در آتش هجران بسوختیم

خشنود می رویم که امّید واثق است

دم درکشیده ایم و زبان درکشیده اند

چون خالق آگه است چه باک از خلایق است

ما را بهانه نیست که اینجا نظرگهیست

عذرا نشانه ی نظر عشق وامق است

زین هر فسرده یی که نداند که عشق چیست

آوازه می کند که نزاری منافق است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام