گنجور

شمارهٔ ۱۴۰۰

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

خوش است عالم آزادگی و خوش خویی

بدین مقام درآ گر بهشت می جویی

اگر تو آینه ی روی دوست دریابی

به روی آینه بنگر که چون نکورویی

کدام جامِ جم آنجا که سینه ی صافی ست

درودگر چه توان دید غیر نیکویی

چو از روایح انفاس عارفان گویند

خطا بود که زند مُشک لاف خوش بویی

اگر تو داری باتوست وگر نداشته ای

خموش باش که بیهوده باز میگویی

به دست تو چه رضا ده به حق که ممکن نیست

که صبغت الله از خویشتن فرو شویی

ز تابِ آتشِ حرص آبِ روی بیش مریز

که تشنه میری اگر میر آب آمویی

معیّن است می و شیر انگبین بهشت

تو دست بسته و بنشسته بر لب جویی

نزاریا به طلب نقد هر دو کون از خویش

به هرزه در طلب از شش جهت چه می پویی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

آثار خوشنویسی و نگارگری مرتبط با اشعار را معرفی کنید