گنجور

شمارهٔ ۱۳۸۳

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

ای یار اگر تو یار مایی

با ما بر او چرا نیایی

مادام که تو حجاب خویشی

بیگانه ز آشنای مایی

امروز چرا چنین به یکبار

بیگانه شدی ز ما کجایی

پرواز چرا نمیکنی باز

وز سدره ی منتهی برآیی

ما تحتِ تو آمد آفرینش

تو گم شده در منی و مایی

ما توبه به جرعه ای بدادیم

مفروش تو نیز پارسایی

افسانه ی موعظت سرایان

نقدی ست ولی برون سرایی

گر زان که کند به زهد تلقین

مشنو ز نزاریِ ریایی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.