گنجور

شمارهٔ ۱۳۲۲

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

گر از دفترِ عشق رمزی بخوانی

خطا نامه ی عقل بر هم درانی

گر اموات خواهی که احیا بباشد

بمیر ای حکیم از چنین زندگانی

به عمدا مکن در مراتب تصرف

که مفروغ و مستانف از هم ندانی

بدین چشم دیدن محال است او را

خطا بین تصور کند این معانی

نباید طمع کردن از رویِ ظاهر

که کس را میسر نشد این امانی

ز بالا درآیی به گردن درافتی

مُحال است در عینِ پیری جوانی

مگر نردبان پایه پایه بر آیی

به شرطی که عشقت کند نردبانی

ز کون و مکان برشکن تا ببینی

که جمله توی آن چه فی الجمله آنی

شود در تو معلوم حسی و عقلی

که تو هم معما و هم ترجمانی

نزاری جز او کس ندیده‌ست اورا

وگر خود کلیم الله لن ترانی

چو بر حکمِ اول نبوده‌ست قانع

از آن گشت محجوب در حکمِ ثانی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ر غلامی نوشته:

با سلام. حکیم سنایی فرموده است:
بمیر ای حکیم از چنین زندگانی

ازین زندگانی چو مردی بمانی

👆☹

آثار خوشنویسی و نگارگری مرتبط با اشعار را معرفی کنید