گنجور

شمارهٔ ۱۳۲۰

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

مردم ز عشق رویت رحمی کن ار توانی

جان بخش مرده‌ای را زان آبِ زندگانی

از چشمه حیاتت گر قطره‌ای بنوشم

ایمن شوم ز مردن چون خضر جاودانی

عیسی به معجزِ دم می‌کرد مرده زنده

تو گر قیاس گیری در خاصیت همانی

تو مریم حیاتی گر معجزات خواهی

صد مرده در زمانی از لب به جان رسانی

وصلت ز پای جانم بندی نمی‌گشاید

یک ره بگیر دستم چندم به سر دوانی

شست جفا گشادی کردی نشانه گاهم

به زین نشانه‌ای کن تا کی ز بی‌نشانی

هستم سگی ز کویت جز دامنت نگیرم

از پیش اگر برانی وز پس اگر بخوانی

چون آستین ببوسد دستت برایِ بویت

گر دامن از نزاری صد ره فرو فشانی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام