گنجور

شمارهٔ ۱۲۸۱

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

دو چشم مست و دو ابروی طاق واویلی

کسی ندید چنین صورتی همه معنی

قیامت است به حسن و جمال و خلق شریف

مرا گریز از آن جادوان بود اولی

به چشمهای سیاهش نگر تعجب کن

که حور عین ز بهشت آمده ست در دنیی

چه واجب است به من بر از این سپس که به حق

همه شمایل و اوصاف او کنم انشی

اگر ز سایه ی زلفش خبر شود رضوان

دگر قرار نگیرد به سایه ی طوبی

به صورت تو بتا در بهشت نبود حور

چه جای لعبت چین است و صنعت مانی

امیدوار چنانم که بر مراد دهد

عنان وصل به دستم عنایت مولی

نزاریا نظری عاقلانه کن در کار

به عشق بازی و آشفتگی مکن دعوی

نگفتمت که به پیرانه سر مرو پی دل

سزای خویش ببینی هلا برو آری



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور رومیزی