گنجور

شمارهٔ ۱۲۴۹

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

گرم به کینه بسوزی وگر به مهر بسازی

ز بندگان مطیعم حقیقتی نه مجازی

اگر در آتش سوزانم از تو باک نباشد

که پاک تر شود آن زر که بیشتر بگدازی

خوش آمدی که حیاتی به تازگی به وجودم

درآمد از رخت ای غیرتِ بتانِ ترازی

همه سعادت و صحّت که آمدی به عیادت

ندانم این چه خداوندی است و بنده نوازی

ز روی خوب نباشد غریب خوی خوش آری

در آفرینش حق رمزها بود نه به بازی

به خُلق می سزد او بر فرشته فخر نمایی

به حسن می رسدت گر بر آفتاب بنازی

محلّ قدر تو چون داند از قیاس نزاری

چو در اُمتیان عجم لفظ و استعارت تازی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام