گنجور

شمارهٔ ۱۲۴۷

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

همای وارم اگر سایه بر سر اندازی

بر آفرینش عالم کنم سرافرازی

عنایت تو اگر هم عنان ما باشد

سبق بریم چو صاحب دلان به ممتازی

تراست مملکت حسن و در مقابل تو

زمانه را نرسد دل بر و طنّازی

کرشمه ای به عنایت ز غمزه ی توبسم

کسم ز پیش نراند اگر تو بنوازی

که دست گیرد و کی باز برتواند خاست

ز التفات نظر هر که را بیندازی

به دست من چه زمین بوسه ای ز دور و همین

به پای بوس مگر هم تو چاره ای سازی

تو راه ده به وصالم غم مشنّع نیست

رقیب گوی ترا عادت است غمّازی

نزاریا سر تسلیم نه سخن کوتاه

زبان درازی تا چند و قصّه پردازی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام