گنجور

شمارهٔ ۱۲۳۸

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

گر ز شیرین‌لبی کنم شوری

گو سلیمان عَفُو کن از موری

فرشِ سلطان عجب نباشد اگر

عار دارد ز دامنِ عوری

این که گویند دوست دوست مدار

نتوان کرد بر کسی زوری

چه کم از حسن اگر دمی بنشست

یوسفی در برابرِ کوری

کی کند شکر شکّرِ شیرین

ناچشنده ز بی‌نمک شوری

عاقبت پیل‌تن نجست از گور

گرچه تنها همی زدی گوری

باز می‌گو نزاریا که خوش است

گر ز شیرین لبی کنم شوری



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.