گنجور

 
حکیم نزاری قهستانی
 

نمازِ شام رسید ای بتِ سمرقندی

بساز چنگ و بزن پرده ی نهاوندی

اگر چو چنگ بننوازیم روا نبود

که چون بریشمم از پای و سر فروبندی

کرشمه‌ای کن و بَشکی بزن چه باشد اگر

به گوشه ی لب هم‌چون شکر فروخندی

چو شاخِ مهرِ تو در بستانِ جان بگرفت

درختِ طاقت ما را ز بیخ برکندی

چو آفتاب پرستم نمی‌توانم گفت

که سایه بر من و بر کار من نیفکندی

به خدمتی که اشارت کنی و فرمایی

کمر ببسته ام از رویِ لطف بپسندی

به دیده گر بپذیری غلامی تو کند

نزاریی که پدر را نکرد فرزندی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.