گنجور

شمارهٔ ۱۱۰۵

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

منم آن زاهد دورِ زمانه

که باشم ساکنِ خمّارخانه

گهی پوشیده رنگ صوفیانه

گهی بسته قبای کافرانه

گهی از کار دنیا بر کرانه

گهی در بندِ دام از حرص دانه

گهی دایر چو پرگار زمانه

گهی ساکن چو نقطه در میانه

گهی قارون به گنجِ شایگانه

گهی پول سیه در خان و مان ‌نه

گهی جان کرده قربان عاشقانه

گهی از سایه ترسان بد دلانه

گهی مرغ خرد را آشیانه

گهی تیر ملامت را نشانه

گهی بر سدره‌ام کرّوبیانه

گهی بر خاک ره چون آستانه

نزاری چند از افسون و فسانه

چنین بر خود چه می‌جویی بهانه

چه خیزد زین حدیث عامیانه

ز پا تا کی شوی با سر چو شانه

اگر خواهی حیات جاودانه

به یک‌رنگی توانی شد یگانه

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام