گنجور

شمارهٔ ۱۰۶۲

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

برفکن برقع از آن رویِ چو ماه

تا به ماهت کنم از دور نگاه

گرچه هر لحظه برانگیخته ای

رستخیزی دگر از لشکر گاه

کو مرا جایِ نزولِ تو که نیست

کُنجِ من لایقِ گنجینه ی شاه

سرم از نرگسِ مستت مخمور

دستم از سروِ بلندت کوتاه

من ندارم سرِ غیرِتو و تو

گر نداری سرِ من واویلاه

بی تو با خویشتنم کاری نیست

من به تو بیش نمی دانم راه

خانه سیلابِ غمت کرد خراب

آه مِن حُبَّکَ مِن حُبَّکَ آه

دل ببردی ز نزاری و به طوع

جان فدایِ تو کند بی اکراه



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify