گنجور

شمارهٔ ۵۰

 
نیر تبریزی
نیر تبریزی » غزلیات
 

خون من جای می ار خورد لبش نوشش باد

لیک عهد لبش امید که در گوشش باد

خیره روئی که خطا بر قلم صنع گرفت

شرم از این چشم و لب و زلف و بنا گوشش باد

تا سپاه خط سبزش بدر آید بقصاص

لب من بر لب چون خون سیاووشش باد

گفتمش چیست میان دولبت گفت که هیچ

ای دلم برخی ابهام لب نوشش باد

زلف و خال و خط و مژگان زده در صف بر چشم

دیده خاک ره ترکان سیه پوشش باد

دی ز زلفش بدل و بوسه شکستیم جناغ

یا رب این کشمکش از یاد فراموشش باد

بخموشی لبش آتش زده بر خرمن من

جان فدای اثر آتش خاموشش باد

بو که تعبیر رود روز بر بیداری بخت

شاده وصل تو در خواب هم آغوشش باد

نیر این نکته سرائی که در اوصاف تو کرد

زلف پرچین تو تشریف بر و دوشش باد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط