گنجور

شمارهٔ ۳۵

 
نیر تبریزی
نیر تبریزی » غزلیات
 

خبر ما که برد باز بدان لعبت مست

کاندران حقه که سرّیکه نهفتیم شکست

که بمژگان سپرد غمزه و گهگاه بزلف

سر سربسته ما بین که رود دست بدست

قاتلم زحمت یک تیرنگه بیش نداد

ترک بیمار کمانکش نگر و قوت شست

ساقیا پر شده پیمانه ام از درد خمار

باده گر صاف و اگر در دیده هرچه که هست

شربتی گر زلب لعل تو نوشم تا حشر

مدعی باشم اگر شهد شناسم زکبست

دگر ای ترک کماندار مرنجان بازو

که نمانده است بجان تیر ترا جای نشست

چشم او کشتن عشاق بفردا نگذاشت

فکر فردا نکند مغبچه باده پرست

ناز چشم تو برم کز دل من جست نشان

هر خدنگ مژه گر زجله ابروی تو جست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور رومیزی