گنجور

شمارهٔ ۱۳۴

 
نیر تبریزی
نیر تبریزی » غزلیات
 

امشب اگر ای نائی آهنگ دگر داری

از سوز درون ما مانا که خبر داری

ساقی قدح می ده با یاد جم و کی ده

زود آر و پیاپی ده گر پاس سحر داری

از خون رزان ما را مستی نشود حاصل

پیش آر سبوئی چند گر خون جگر داری

هان روی محمر کن طرح دگری سر کن

سیم رخ ما زر کن کاکسیر نظر داری

سیل است خطر دارد آهسته بنه پا را

گر بر سر خون ما آهنگ گذر داری

من بیخود و سر مستم ای پیر مغان دستی

بو کایندل افتاده از خاک تو برداری

گه سلسله جنبانی گه مشگ برافشانی

ایزلف خم اندر خم بر گو چه بسرداری

ای پور بشر تا کی همخوابۀ حور العین

هین سر به بیابان نه گر عهد پدر داری

طبعی که بشر دارد صد راه به شر دارد

از دیو مخسب ایمن تا طبع بشر داری

نعلین و عصا بگذار بر وادی ایمن شو

چونموسی اگر جانا آهنگ سفر داری

نعل است تنت بر کن نفس است عصا بفکن

زین هر دو چو بگذشتی بس شوکت وفر داری

نور ید بیضا بین ثعبان سبکپا بین

هی نار تجلی بین تا نور بصر داری

عشقیی که ز جان خیزد از تیر نپرهیزد

ایجان تو سلامت شو مهلاً تو سپر داری

ایجان جهول ما تو مور سبکساری

بس کوه گران یارا دامن بکمرداری

ایطایر لاهوتی تا چند ز مبهوتی

در مجلس ناسوتی صد رشته ببرداری

این رشته زیر بر کن وین تنگ قفس بشکن

از عرش برین سرزن ور دام خطر داری

عاشق چو ز پا افتاد با سر برود نیّر

دردا که تو بیچاره نی پا و نه سر داری



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

فال حافظ