گنجور

شمارهٔ ۱۰۰

 
نیر تبریزی
نیر تبریزی » غزلیات
 

من آن نیم که دل آزرده از جفای تو باشم

گرم ز پیش نظر رانی از قفای تو باشم

تو کز برای منی اعتبارم از تو همین بس

من ارنه درخور آنم که از برای تو باشم

علی الصباح بهر سو که رهگذر تو باشد

بسر روم که ز پا خستگان پای تو باشم

اگر تو چونسگ بیگانه ام زیش برانی

شوم رفیق سگ کوی آشنای تو باشم

هزار باز اگر عهد بستی اربشکستی

بیا که با همه بدعهدیت فدای تو باشم

اگر جفا وا گر مهر با همین ز تو شادم

که مطمح نظر چشم دلربای تو باشم

ضرورتست گدارا خیال سلطنت از چه

مرا خیال نباشد شها گدای تو باشم

چو نیست پا که بیایم رهگذر تو نالم

که سوی صید دل خسته رهنمای تو باشم

بهشت اگر همه از من بود بدین رخ زیبا

کنم مصالحه نیرّ من ار بجای تو باشم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

فال حافظ