خضر وقتم به وفا زنده و فارغ ز وفات
دارم از چشمهٔ نوش دهنت آب حیات
خط تو انبةالله نباتا حسنا
هست بر حسن چو بر تنگ شکر رسته نبات
کلک من از صفت پستهٔ شورانگیزت
نیشکر گشت که سرمایهٔ قند است و نبات
ساقیا سبز خطان را که ختائی شکلند
بوسه زن بر لب شیرین به همان خط و برات
دور سرمستی ما در رمضان فوت شده است
خیز و در بند میان را به قضای مافات
مهر رویت به مه روزه هلال عیدست
صفت زردی عارض عرضی لازم ذات
بده آن آب حیاتی که ز عکس نورش
گرد از چشمهٔ خورشید بر آرد ظلمات
بادهای ده که چو عیسی به دم جان پرور
اثر روح رساند به رمیم و به رفات
ناصر از کوری دشمن ز دل و دیدهٔ خود
گوی بر قبهٔ پر نور محمد صلوات
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به موضوعاتی همچون زندگی، عشق، و زیبایی اشاره دارد. او از خضر، نماد زندگی و جاودانگی، صحبت میکند و به چشمه حیات و آب زندگی دلالت دارد. خط و قلم او به زیبایی و شیرینی موجودات میپردازند و او از زیباییهای عشق و احساسات صحبت میکند. همچنین به ماه رمضان و عید اشاره کرده و خواهان نوشیدن بادهای است که روح را تازه کند. در نهایت، شاعر به موضوع نور و معنویت، و نیز یادآوری پیام محمد (ص) میپردازد.
هوش مصنوعی: من در زمان خود به وفاداری و زندگی ادامه میدهم و از مرگ بیخبر هستم. از چشمهٔ شیرین دهان تو، آب حیات را دریافت میکنم.
هوش مصنوعی: خط تو مانند نشانهای از خداوند است که زیبایی را به همراه دارد، همانطور که گیاهان خوب بر تنگهای شکر میرویند.
هوش مصنوعی: دستنگار من به خاطر ویژگیهای جذاب تو، به شکر تبدیل شد که خود اصلیترین منبع شیرینی و خوشمزگی است.
هوش مصنوعی: ای ساقی، به آن خطهای سبز نگاه کن که مانند خطهای زیبایی هستند. بوسهای به لب شیرین بده که با همان خطوط و نشانهها زینت پیدا کرده است.
هوش مصنوعی: در دوران شادی و سرخوشی ما در ماه رمضان، هم اکنون چیزی از آن باقی نمانده است. بر این اساس، بیدار شو و به جستجوی راهی برای جبران گذشته برو.
هوش مصنوعی: چهرهی زیبا و دلفریبت مانند ماه نو در روز عید است و زردی رنگ چهرهات، نشانگر صفاتی است که در ذات تو وجود دارد.
هوش مصنوعی: به من از آن آب زندگی بده که با نورش تاریکیها را از بین میبرد و روشنایی را به ارمغان میآورد.
هوش مصنوعی: برایم شرابی بیاور که مانند عیسی جانم را تازه کند و روح را به درونم آورد و به من آرامش بخشید.
هوش مصنوعی: ناصر از شدت نفرت و کینهای که نسبت به دشمنان دارد، با دل و چشمانش به نور و عظمت قبهی پیامبر محمد (ص) اشاره میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای به عدل تو جهان یافته از جور نجات
دولت و ملک ملک را زبقای تو ثبات
گر بنازند وزیران کُفات از تو سزد
زانکه هم شمس وزیرانی و هم صدر کفات
آن وزیری تو که از بعد رسول قُرَشی
[...]
دوستان با جگرِ تشنه رسید آب حیات
کوریِ مدّعیان را به محمّد صلوات
شکرِ حق را که نمردیم و رسیدیم به کام
عاقبت هم اثری روی نمود از دعوات
ما به فروسِ ملاقات رسیدیم و حسود
[...]
تا قلندر نشوی راه نیابی به نجات
در سیاهی شو، اگر میطلبی آب حیات
موی بتراش و کفن ساز تنت را از موی
تا درین عرصه نگردی تو بهر مویی مات
به یلک هر دو جهان را یله کن، تا چو یلان
[...]
ای مرا خاک کف پای تو چون آبحیات
در هوای توام از آتش غم نیست نجات
بر رخ همچو مهت نیل صبوحی که کشید
که مرا دیده شد از حسرت او عین فرات
دایه حسن لب لعل شکر بار ترا
[...]
دلبرا چشمه نوشت ببرد آب حیات
بشکر خنده لعلت برود آب نبات
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.