چو گل به وقت سحر گنج زر به باد دهد
خبر ز ملک سلیمان و کیقباد دهد
مرا که ظلم فراوان کشیدهام ز خمار
به غیر بادهٔ نوشینروان که داد دهد
مراد ما همه عشق است و مستی و زاری
مرید پیر مغانیم تا مراد دهد
ز کعبتین مراد اینقدر نیاید نقش
که بند بستهٔ امید را گشاد دهد
مشو چو سوسن آزاده ده زبان ناصر
زبان سرخ سر سبز را به باد دهد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و دلباختگی عشق اشاره میکند و احساسات خود را به تصویر میکشد. او به نشانههای گنج و خبر از پادشاهان تاریخی اشاره میکند، اما در عین حال از زخمهای ناشی از عشق و دردهای خویش نیز سخن میگوید. عشق را به عنوان هدفی والا میبیند و خود را پیرو مغان و اهل عشق معرفی میکند. در نهایت، او از لزوم ابراز احساسات سخن میگوید و هشدار میدهد که نباید خاموش ماند.
هوش مصنوعی: در هنگام صبح، گل مانند گنجی از طلا خبر میدهد از سرزمین سلیمان و کیقباد.
هوش مصنوعی: من به خاطر ظلمها و سختیهایی که زیاد متحمل شدهام، جز به نوشیدن شراب خوشطعم و لذتبخش، به چیز دیگری نیاز ندارم که مرا تسکین دهد.
هوش مصنوعی: خواسته ما تنها عشق و شادی و دلسپردگی است و ما پیرو و شیفتهی پیر مغان هستیم تا او به ما این آرزوها را عطا کند.
هوش مصنوعی: از دو کعبه (مکانهای مقدس) نمیتوان اینقدر انتظار داشت که تنها یک نشانه یا طرح بتواند امید را برای کسی که در حال انتظار است، برآورده کند.
هوش مصنوعی: مانند سوسن آزاد و بیقید و شرط نباش، زیرا ممکن است با زبان خود، زیباییهای سرخ و سبز را به باد دهی و باعث ویرانی آنها شوی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز من به خاطر آن نازنین که یاد دهد؟
ز جور او به که نالم، مرا که داد دهد؟
جوان و مست و فراموش کار و نادان است
زمان زمان ز من بیدلش که یاد دهد؟
مراد جویم و گوید خدا دهد، آری
[...]
گهی که باغ ز فصل بهار یاد دهد
بود که شاخ امل میوهٔ مراد دهد
اگر ز پردهٔ گِل گُل جمال ننماید
ز لطف چهرهٔ نو رفتگان که یاد دهد
مگر که چارهٔ کارم همو کند ورنه
[...]
دل غمین بستاند که جان شاد دهد
فلک فریب دهد هرکه را مراد دهد
اگر به کوی تو دیرم آمدم، مرنج از من
کسی نبود که ترم به باد دهد
زمانه جور به هر کس کند مرا سوزد
[...]
پی چه گلبن بختم گل مراد دهد
که تا دهد فلکش چیند و بباد دهد
میست تلخ جدائی که میکشد ساقی
از این شرابم اگر جرعه زیاد دهد
معاشران ز پی صحبت تو مدهوشند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.