گنجور

 
ناصر بخارایی

من عاشقم که کعبه نمی‌دانم از کنشت

پروانه را در آتش دوزخ بود بهشت

زاهد تو در حمایت کردار خویش باش

نشنیده‌ای که گل درود هر که خار کشت

عزت نگاهدار که یک‌رنگ وحدتیم

در کثرتست این همه تلوین خوب و زشت

بی جنبش قلمْ قدم ما نمی‌رود

ما را چه جرم گر قلمْ خط خطا نوشت

خاک مرا ز رندی و مستی سرشته‌اند

بردست‌اش آفرین که مرا این چنین سرشت

ساقی بیار جام می‌ئی را که جم نهاد

مطرب بساز پردهٔ رودی که زهره رِشت

ناصر بهشت نسیه نیرزد به نیم جو

آدم که نقد داشت به یک گندمش بِهشت

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
منوچهری

از لاله و بنفشه همه کوهسار و دشت

سرخ و سپید گشت چو دیبای پایرشت

برچد بنفشه دامن و از خاک برنوشت

چون باد نوبهار برو دوش برگذشت

انوری

شکلی نهاده‌اند حکیمان روزگار

اعداد آن به رمز بخواهم همی نوشت

جشن عرب به سال درو اختران چرخ

نقش مهین کعب ببین این نکو سرشت

میعاد وضع حمل و نماز و خدای عرش

[...]

حمیدالدین بلخی

چرخش چگونه خورد و سپهرش چگونه کشت؟

بختش بپای حادثه ها کشت یا بمشت؟

با او چگونه گشت جهان سود یا زیان

با او چگونه رفت فلک نرم یا درشت؟

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از حمیدالدین بلخی
سعدی

هم رُقعه دوختن بِهْ و الزامِ کنجِ صبر

کز بهرِ جامه، رُقعه بَرِ خواجگان نبشت

حقّا که با عقوبتِ دوزخ برابر است

رفتن به پایمردیِ همسایه در بهشت

حکیم نزاری

بر دست چون بود می و صبح و کنار کشت

با دوستان همدم و یاران خوش جهشت

گر بشنوی وگرنه به احکام معنوی

اینک کنار کوثر و اینک در بهشت

با جاهلان معامله در بحث معرفت

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه