اگر بردارد از رخ پرده خورشید جهانتابش
شود سنگ فلاخن کهکشان را چرخ مهتابش
ز فعل خویش ظالم وقت بیماری کند توبه
به هوش باز آید و دیوانه را افسون کند خوابش
صدف را به که بگشاید دکان در عالم دیگر
در این بازار ارزانست گوهرهای نایابش
ز دوران زمین و قصه قارون چه می پرسی
محیط است این و افتادست کشتی ها به گردابش
نشد از ناخدا بر ساغرم کیفیتی حاصل
حبابم کرده ام بسیار سیر عالم آبش
ز بی آرامی خورشید گردون شکوه ها دارد
دل این شیشه را در اضطراب افگنده سیمابش
کف دست کریمان سحر گوهر گفته اند اما
نمی گردد گلوی تشنه سیراب از آتش
نصیحت کارگر هرگز نیاید نفس غافل را
نسازد هیچ کس بدمست را بیدار از خوابش
نآساید بر آسایش فرزند خود مادر
شبان می پرورد این بره را از بهر قصابش
به بزم اهل وحدت ره نباشد خودپرستان را
برو ای زاهد از خلوتم کج نیست محرابش
ز دست نفس گردنکش دلم شد مایل کعبه
نباید بود در شهری که ظالم باشد اربابش
مجو ای سیدا آسودگی از گلشن عالم
که دایم بوی خون می آید از دنیا و اسبابش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی مضامین فلسفی و انسانی میپردازد. شاعر در آن به روشنی بیان میکند که اگر خورشید از روی زمین پردهبرداری کند، این امر جابهجایی و تحولی عمیق در عالم به وجود میآورد. او اشاره میکند که انسانها در زمانهای دشوار به توبه میپردازند و در تلاطمهای زندگی، آرامش خود را گم کردهاند. همچنین، شاعر به ناکامی انسانها در دستیابی به حقیقت و گوهرهای نایاب اشاره میکند و از چالشهای زندگی و ناامیدیها سخن میگوید. او بر بیفایده بودن نصیحت برای افرادی که غافل از خواب خود هستند، تأکید میکند و در نهایت به ناامنی و ناپایداری دنیای مادی و مظالم اجتماعی اشاره دارد. اشعار به نوعی به خودآگاهی و ضرورت تلاش برای فهم عمیقتری از زندگی و روابط انسانی دعوت میکند.
هوش مصنوعی: اگر پردهای که روی چهره خورشید افتاده برداشته شود، نوری که از آن ساطع میشود، سنگی که در چرخش ماه است را هم روشن خواهد کرد.
هوش مصنوعی: انسان در زمان بیماری از کارهای نادرست خود عذرخواهی میکند و وقتی به هوش میآید، درک درستی از وضعیتش پیدا میکند. اما در عین حال، چون دیوانه است، به راحتی فریب میخورد و در خواب غفلت فرو میرود.
هوش مصنوعی: صدف برای چه کسی دکانش را باز کند؟ در این دنیا، در این بازار، گوهرهای نایابش ارزان است.
هوش مصنوعی: چه نیازی به پرسش داری درباره زمان و داستان قارون؟ این مکان، محیطی است که کشتیها در گرداب آن گرفتار شدهاند.
هوش مصنوعی: ناخدای کشتی به من هیچ کیفیت خاصی نداده است، اما من با حبابی که در ساغرم دارم، تجربههای زیادی از جهان و زندگی را درک کردهام.
هوش مصنوعی: به خاطر بیثباتی و ناآرامی خورشید در آسمان، دل این شیشه که شبیه به نقره است، دچار اضطراب و تنش شده است.
هوش مصنوعی: در دست افراد بزرگ و با کرامت، کلمات باارزشی وجود دارد، اما کسی نمیتواند از گرما و آتش، تشنگی خود را برطرف کند.
هوش مصنوعی: نصیحت هرگز بر انسان غافل تأثیر نمیگذارد و هیچ کس نمیتواند فرد مست را از خواب بیدار کند.
هوش مصنوعی: مادر برای راحتی فرزندش شبانهروز تلاش میکند و این بره را پرورش میدهد تا در نهایت به دست قصاب برسد.
هوش مصنوعی: در جمع افرادی که به یکپارچگی و وحدت میاندیشند، جایی برای افرادی که فقط به خود اهمیت میدهند وجود ندارد. ای زاهد، از تنهایی من خارج شو؛ در این مکان جای تو نیست.
هوش مصنوعی: به خاطر تسلط و فشار نفس سرکش، دلم به سمت کعبه مایل شده است. اما در شهری که ظلم و ستم بر آن حاکم باشد، نباید به آنجا گرایش داشته باشم.
هوش مصنوعی: ای آقا، انتظار نداشته باش که در این دنیای پر آشوب به آرامش و راحتی برسی، زیرا همواره در این دنیا بویی از خون و درگیری به مشام میرسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سیاهی می کند با من سر زلف نگونسارش
به لب می آورد جانم لب لعل شکربارش
مرا خاری نهاد از هجر خویش آن یار همچون گل
که در پای دل سرگشته دایم می خلد خارش
به شوخی پاره ای کارست در راه غمش ما را
[...]
نباتش هر زمانی از زبان حال میگوید
کس کن ابر ما گم کرد، گم باد از جهان نامش
بنامیزد، بنامیزد زهی خورشید گلرنگش
بخرواران شکر پنهان، شده در پسته تنگش
بر او در عذر بس لنگی بر هواری و من هر دم
گناهی نو، بر او بندم برای عذر بس لنگش
چو از دشنام او در چنگ، کوش من شکر خاید
[...]
علی الله ای مسلمانان از آن هجران پرآتش
ظلام فی ظلام من فراق الحب قد اغطش
چو دور افتاد ماهی جان ز بحر افتاد در حیله
کما حوت الشقی الیوم فی ارض الفلاینبش
عجب نبود اگر عاشق شود بیجان در این هجران
[...]
مرا دل ترک داد و کرد میل آن مه دلکش
که دارد میل بالا شعله چون میخیزد از آتش
پر از پیکان حسرت چون نگردد سینه چاکم
که من محروم و جا در پهلوی او می کند ترکش
بتندی محتسب در جام می منگر که می ترسم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.