جبهه می خواهم که وقف سجده آن پا شود
تا دری بر رویم از پیشانی او وا شود
زود برخیزم به تعظیمش ز جا چون گردباد
از کنار دشت اگر سرگشته یی پیدا شود
حسن روزافزون او خواهد صف دلها شکست
باده گر این است خونها بر سر مینا شود
نقش پا زنجیر می گردد به پای آهوان
نرگس صیدافگنت روزی که در صحرا شود
وصل نزدیکان خود را عشق اندازد به دور
ساحل از همسایگی سیلی خورد دریا شود
دیده خود سرخ می سازند ارباب طمع
از میان بحر خون دستی اگر بالا شود
چشم او در بردن دل غمزه را استاد کرد
هر که بر دامان دانا دست زد دانا شود
خانه چون تاریک باشد سیدا روزن چه سود
دیده کو بی نور شد باید که دل بینا شود


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و ارادت به محبوب میپردازد و تمایل خود را برای نزدیک شدن به او ابراز میکند. در وصف زیباییهای محبوب، به سجدههای مکرر و تحسین شخصیت او اشاره میکند و حس عمیق محبت را به تصویر میکشد. شاعر از تأثیر این عشق بر دلها و افکار مردم میگوید و به ارتباط بین عشق و دانایی اشاره میکند. همچنین بر لزوم روشنایی دل و بینایی در عالم وجود تأکید میکند که بدون نور، حتی خانه نیز فایدهای نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: من به جبههای نیاز دارم که با سجده کردن به آن، تصویر آن پا برایم روشن شود و به این ترتیب، دری از رحمت او بر من گشوده گردد.
هوش مصنوعی: به سرعت از جا بلند میشوم تا به او احترام بگذارم، مانند گردبادی که در دشت به وجود میآید اگر کسی سرگشته و گیج پیدا شود.
هوش مصنوعی: زیبایی روزافزون او باعث میشود که دلها باز شوند، اگر این حالت ادامه داشته باشد، خونها بر سر مینا خواهد شد.
هوش مصنوعی: رد پا تبدیل به زنجیر میشود و به پای آهوان میافتد، زمانی که تو در دشت وحشی به شکار میروی.
هوش مصنوعی: محبت و نزدیکی به عزیزان باعث میشود که انسانها در کنار هم احساس خوشبختی کنند، اما اگر از هم دور شوند، مشکلات و چالشهایی به وجود میآید که مانند طوفان دریا میتواند زندگی را تحت تاثیر قرار دهد.
هوش مصنوعی: آدمهای طمعکار وقتی از دریاهای خونی که خودشان به راه انداختهاند، دستشان را بالا میآورند، چشمانشان پر از خشم و غضب میشود.
هوش مصنوعی: چشم او چنان زیباست که دلها را میرباید و هر کسی که به آغوش دانایی پناه آورد، خود نیز آگاه و دانا میشود.
هوش مصنوعی: اگر خانهای تاریک باشد، چشمی که به روزن نگاه میکند، چه فایدهای دارد؟ چون که بدون نور نمیتواند چیزی را ببیند. بنابراین، باید دل انسان بصیرت و بینایی پیدا کند تا حقایق را درک کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر که را شاه جهان بردارد و بنوازدش
در سخا گر قطرهای باشد چو صد دریا شود
آن نمیبینی که در باغ و چمن از خارها
در بهاران ز ابر نیسانی چه گل پیدا شود
چون شمال مهرگان اندر هوا پویا شود
زاغ گنگ اندر میان بوستان گویا شود
نار چون بیجاده گردد سیب چون مرجان شود
آب چون پیروزه گردد خاک چون مینا شود
هست هم دینار و هم دیبا گرامی از چه رو
[...]
از سر کو آن پری چون ناگهان پیدا شود
جای آن باشد که مردم در میان شیدا شود
من چنین دانم که باشد نسخه ای از روی او
صورتی از آینه خورشید اگر پیدا شود
ماه رویا، کی رسد در آفتاب روی تو
[...]
گرز خورشید جمالت ذرهای پیدا شود
هر دو عالم در هوایش، ذرهسان دروا شود
شمع دیدارش اگر از نور تجلی پرتوی
افکند بر کوه، چون پروانه نا پروا شود
عاشق صادق چه داند کعبه و بتخانه چیست؟
[...]
گر دلم در زلف پنهان کردهای پیدا شود
مشک غمازست و این دزدی از او رسوا شود
ناحق افتادست زلفت در کف هر مدعی
چون بدست ما بیفتد حق بدست ما شود
ای صبا بر گوی امشب از زبان ما به شمع
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.