فصل - در فساد قول کسی که محبت خدا را فقط مواظبت بر طاعات می داند
چون دانستی که سزاوار محبت، بجز ذات حق نیست، بلکه حقیقت محبت، منحصر در آن است فساد قول کسی ظاهر می شود که انکار محبت بنده از برای خدا نموده و گفته: معنی از برای آن نیست مگر مواظبت به طاعات خدا و اما حقیقت محبت، چون توقف بر جنسیت دارد، پس حال است و به این جهت انس و شوق و لذت مناجات پروردگار را نیز انکار نموده.
و فساد این قول، از شریعت مقدسه نیز معلوم می گردد، زیرا جماع امت منعقد است بر اینکه دوستی خدا و رسول او از جمله واجبات عینیه است و آنچه از آیات و اخبار در امر به دوستی پروردگار و مدح و ثنای آن وارد شده و آثار اهل محبت آفریدگار از أنبیا و أولیا رسیده است از حد و نهایت متجاوز است.
حق سبحانه در مدح جمعی می فرماید: «یحبهم و یحبونه» یعنی «خدا ایشان را دوست دارد و ایشان هم خدا را دوست دارند» و می فرماید: «الذین آمنوا اشد حبا لله» یعنی «آنچنان کسانی که ایمان آورده اند، محبت ایشان شدیدتر است از برای خدا» و نیز می فرماید: «قل ان کان آباوکم و ابناوکم و اخوانکم و ازواجکم و عشیرتکم و اموال اقترفتموها و تجاره تخشون کسادها و مساکن ترضونها احب الیکم من الله و رسوله و جهاد فی سبیله فتربصوا حتی یأتی الله بامره و الله لا یهدی القوم الفاسقین» یعنی «بگو به مردمان که اگر بوده باشند پدران شما و فرزندان شما و برادران شما و زنان شما و خویشان شما و مالهای که کسب کرده اید و تجارتی که از کسادی آن بترسید و خانه هایی که به آن راضی شده اید در پیش شما محبوبتر از خدا و رسول او و از جهاد کردن در راه خدا بوده باشد پس منتظر باشید تا امر خدا بیاید» یعنی روز قیامت تا بر شما معلوم شود که دوست داشتن اشیای مذکوره بیشتر از خدا و رسول و جهاد در راه خدا، باعث چه عذاب و عقابی خواهد شد یا منتظر باشید تا نزد مردن در وقتی که بر شما سکرات مرگ ظاهر شود، زیرا یکی از اسباب سوء خاتمه آن است که دوستی شهوات دنیویه بیش از دوستی خدا باشد، چنانچه قبل از این اشاره به آن شد.
از حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم مروی است که «هیچ کس از شما مومن نیست تا اینکه دوستی خدا و رسول در دل او غالب بر دوستی ما سوای آنها باشد» روزی آن سرور یکی از اصحاب را دید که می آید و پوست گوسفندی به عوض جامه بر خود پیچیده فرمود: «نگاه کنید به این مردی که می آید خدا دل او را متوجه ساخته، به تحقیق که او را دیدم در نزد پدر و مادر خود بهترین اطعمه به او می خورانید پس محبت خدا و رسول او را از آنها باز داشته و به این صورت کرده که می بینید».
«و در ادعیه بسیار، آن حضرت از بارگاه رب العزه مسئلت زیادتی محبت و طلب دوستی خدا را نموده» و مشهور است که «چون عزرائیل علیه السلام به نزد حضرت خلیل الرحمن علیه السلام از برای قبض روح او آمد، جناب خلت مأب فرمود: «هل رأیت خلیلا یمیت خلیله» یعنی «آیا هرگز دیده ای که دوست، دوست خود را بمیراند؟» خطاب رسید که «هل رأیت محبا یکره لقاء حبیبه؟» یعنی: «آیا دیده ای تو که هیچ دوست، کراهت داشته باشد ملاقات دوست را» إبراهیم فرمود: ای ملک الموت حال مرا قبض روح کن» منقول است که «پروردگار، به حضرت موسی علیه السلام وحی فرستاد که ای پسر عمران: دروغ می گوید کسی که گمان کرده است مرا دوست دارد و با وجود این، چون ظلمت شب او را فرو گیرد بخوابد آیا دوست، خلوت دوست خود را طالب نیست؟ ای پسر عمران من از احوال دوستان خود مطلعم، چون شب بر ایستادن وارد شود دیده و دلهای ایشان به سوی من نگران، و عقاب مرا در پیش خود ممثل نموده با من از راه مشاهده و حضور، تکلم می کنند ای پسر عمران: به من فرست از دل خود خشوع، و از بدن خود ذلت و خضوع، و از چشم خود أشک در ظلمتهای شب، که مرا به خود نزدیک خواهی یافت» حضرت عیسی علیه السلام به سه نفر گذشت که رنگهای ایشان متغیر و بدنهای ایشان کاهیده بود، گفت: «چه چیز شما را به این حال انداخته؟ گفتند خوف از آتش جهنم عیسی علیه السلام گفت که بر خدا لازم است که هر خایفی را ایمن گرداند به سه نفر دیگر گذشت که ضعف و تغیر ایشان بیشتر بود، گفت: چه چیز شما را چنین کرده؟ عرض کردند: شوق بهشت فرمود: خدا را لازم است شما را به آنچه که شوق دارید برساند پس گذر او به سه نفر دیگر افتاد که ضعف و هزال بر ایشان غالب شده و نور از روی ایشان می درخشید، پرسید که چه چیز شما را به این حال کرده؟ گفتند: دوستی خدا حضرت فرمود: «انتم المقربون» یعنی شمایید مقربان درگاه احدیت» پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «شعیب از دوستی خدا آنقدر گریست که دو چشم او کور شد خدا دو چشم او را به او عطا فرمود باز گریست تا کور شد خدا دیده او را بینا فرمود و همچنین تا سه مرتبه، در مرتبه چهارم وحی الهی رسید که یا شعیب تا کی می گریی و تا چند چنین خواهی بود؟ اگر گریه تو از خوف جهنم است من تو را از آن ایمن گردانیدم و اگر از شوق بهشت است آن را به تو عطا نمودم؟ عرض کرد که الهی و سیدی تو آگاهی که گریه من از ترس جهنم است و نه از شوق بهشت، و لیکن دل من به محبت تو بسته شده است و بی ملاقات تو صبر نمی توانم کرد و گریه دوستی و محبت است که چشم مرا نابینا کرد پس وحی به او رسید که حال که گریه تو، از این راه است، به زودی کلیم خود موسی بن عمران را به خدمتکاری تو بفرستم، و چوب شبانی به دست او دهم تا شبانی تو کند» اعرابی به خدمت فخر کائنات آمد و عرض کرد که «یا رسول الله: متی الساعه؟ یعنی قیامت چه وقت می شود؟ حضرت فرمود: چه مهیا کرده ای از برای قیامت؟ عرض کرد که نماز و روزه بسیاری نیاندوخته ام و لیکن خدا و رسول او را دوست دارم حضرت فرمود: «المرء مع من احب» یعنی هر کسی با دوست خود محشور خواهد شد» و در اخبار داود علیه السلام وارد شده است که «خدای تعالی خطاب کرد به داود که ای داود: بگو به دوستان من که اگر مردم از شما کناره کنند چه باک، چون پرده از میان من و شما برداشته شد تا اینکه به چشم دل مرا مشاهده نمودید چه ضرری می رساند به شما آنچه از دنیای شما را گرفتم بعد از آنکه دین خود را به شما دادم و چه باک از دشمنی خلق با شما، چون خوشنودی مرا می طلبید ای داود بگو که من دوست می دارم هرکه مرا دوست دارد و أنس دارم به کسی که با من أنس دارد و همنشین کسی هستم که او همنشین من است و هر که مرا از دیگران برگزید من نیز او را برگزینم و هر که اطاعت مرا کرد من نیز اطاعت او می کنم هیچ بنده ای مرا دوست نمی دارد مگر آنکه او را از برای خود قبول می کنم ای داود: هر که مرا طلب کند مرا نمی یابد به اهل زمین بگو که ترک کنند دوستی غیر مرا و بشتابند به سوی من، هر که مرا دوست داشته باشد طینت او خلق شده است از طینت إبراهیم خلیل من و موسی کلیم من» و حضرت امیرالمومنین در دعای کمیل می فرماید: «فهبنی یا الهی و سیدی و مولای صبرت علی عذابک فکیف اصبر علی فراقک؟» یعنی ای آقا و مولای من: گرفتم که توانم صبر کرد بر عذاب تو، پس چگونه صبر کنم بر فراق تو؟» و از آن سرور مروی است که «خدای تعالی را شرابی است که به دوستان خود می آشاماند، که چون آشامیدند مست می گردند و چون مست شدند به طرب و نشاط می آیند و چون به طرب و نشاط آمدند پاکیزه می شوند و چون پاکیزه شدند گداخته می گردند و چون گداخته شدند از هرغل و غشی خالص می شوند و چون خالص شدند در مقام طلب محبوب برمی آیند و چون او را طلبیدند می بینند و چون یافتند به او می رسند و چون رسیدند به او متصل می شوند و چون وجود خودشان را در نزد وجود محبوب مضمحل دیدند، بالمره از خود غافل می شوند و بجز از محبوب، چیزی نمی بینند» و حضرت سید الشهداء علیه السلام در دعای عرفه می فرماید: «خداوندا تویی که خانه دل دوستانت را ازغیر خود پرداختی و آن را از اغیار بیگانه خالی ساختی تا بجز دوستی تو در آنجا نباشد و رو به غیر تو نیاورند و بجز تو را نشناسند».
چشم را از غیر و غیرت دوخته
همچو آتش خشک و تر را سوخته
و حضرت سید الساجدین در مناجات انجیلیه می فرماید که «به عزت تو قسم که چنان ترا دوست می دارم که شیرینی محبت تو در دل من جای گرفته و نفس من به مژده های آن أنس یافته» و در مناجات هشتم از مناجات خمسه عشر عرض می کند: «و الحقنا بعبادک الذین هم بالبدار إلیک یسارعون و بابک علی الدوام یطرقون و ایاک فی اللیل و النهار یعبدون و هم من هیبتک مشفقون» یعنی «ای خدا: ما را برسان به آن بندگانی که در پیشی گرفتن بسوی تو شتابانند و علی الدوام در رحمت تو را می کوبند و شب و روز پرستش ترا می نمایند و از هیبت و سطوت تو ترسانند» «الذین صفیت لهم المشارب و بلغتهم الرغائب و ملأت لهم ضمائر هم من حبک و رویتهم من صافی شریک» «آنچنان بندگانی که مشربهای ایشان را صافی فرموده است، ایشان را به عطاهای بسیار سرافراز کرده و دلهای ایشان را از نور محبت خود مملو ساخته و از شراب صاف محبت خود ایشان را سیراب گردانیده» «فبک إلی لذیذ مناجاتک وصلوا و منک اقصی مقاصدهم حصلوا» «پس به لطف و مرحمت تو لذت راز گفتن با تو را دریافتند و از عنایت تو به بالاترین مقصدهای خود رسیدند» « فقد انقطعت إلیک همتی و انصرفت نحوک رغبتی» «ای خدا نهایت مقصود من تویی و غایت رغبت من به سوی توست» «فانت لا غیرک مرادی و لک لا لسواک سهری و سهادی» «تویی مراد و مقصد من و بس و از برای توست بیداری و خواب من» «و لقاوک قره عینی و وصلک منی نفسی و الیک شوقی و فی محبتک و لهی و إلی هواک صبابتی و رضاک بغیتی و رویتک حاجتی و جوارک طلبی و قربک غایه سولی و فی مناجاتک روحی و راحتی و عندک دواء علتی و شفاء غلتی و برد لوعتی و کشف کربتی» «ای خدا دیدار تو روشنی دیده من و وصال تو آرزوی دل غمدیده من و بسوی تو اشتیاق جان من و دوستی تو مایه سرگشتگی و حیرانی من از آتش محبت تو سرزنش جگر من و خوشنودی و رضای تو مطلب و مقصد من».
خاک درت بهشت من مهر رخت سرشت من
عشق تو سرنوشت من، راحت من رضای تو
«ای خدا راحتی بجز رضای تو ندارم و منزلی به غیر از کوی تو نمی طلبم و سئوالی سوای قرب آستان تو نمی کنم روح و راحت من در مناجات تو و دوای درد من در دست توست تویی سیرابی جگر تشنه من و تویی خنکی سوزش دل تفتیده من تویی آرام جان غمناکم و شفای درد دل دردناکم».
دنیا و دین و جان و دل
از من برفت اندر غمت
جایی که سلطان خیمه زد
غوغا نباشد عام را
«و لا تقطعنی عنک و لا تبعدنی منک یا نعیمی و جنتی و یا دنیای و آخرتی» یعنی «ای خدا امید مرا از خود منقطع نکن و مرا از درگاه خود مران ای نعیم من، بهشت من، دنیای من و آخرت من».
گر بی توام به دامن، نقد دو کون ریزند
دامان بی نیازی، بر این و آن فشانم
و در مناجات نهم عرض می کند: «الهی من ذا الذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا و من ذا الذی انس بقربک فابتغی عنک حولا» یعنی «ای خدای من کیست که شیرینی محبت تو را چشیده پس غیر تو را دوست گرفت و کیست که به قرب تو أنس گرفت که روی به دیگری آورد».
هر کس که تو را شناخت جان را چه کند
فرزند و عیال و خانمان را چه کند
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی
دیوانه تو هر دو جهان را چه کند
بعد از آن عرض می کند آنچه مضمون آن این است که «ای خدا بگردان مرا از کسانی که به جهت قرب خود برگزیده، و از برای مودت خود خالص ساخته، و به ملاقات خود او را مشتاق کرده، و به قضای خود او را خشنود و راضی گردانیده، و به دیدار خود بر او منت گذارده، و رضای خود را به او عطا فرموده، و از دوری و افتادن از نظر خود او را پناه داده ای و دل او را واله اراده خود ساخته ای و از جهت خود او را اختیار کرده ای و به جهت محبت خود دل او را فارغ نموده ای بار پروردگار را بگردان مرا از آن کسانی که شیوه ایشان نشاط و میل به راه تو است و عادتشان ناله و آه در درگاه تو رویهای ایشان در سجده بر خاک مذلت و خواری، و اشک چشمهایشان از خوف بر رخسارشان جاری است دلهایشان به قید محبت تو بسته، و خاطرهاشان ازهیبت تو شکسته.
از بندگی زمانه آزاد
غم، شاد به او و او به غم شاد
جز در غم تو قدم ندارند
غمخوار توآند و غم ندارند
زالایش نفس باز رسته
بازار هوای خود شکسته
از باد صبا دم تو جویند
با خاک زمین، غم تو گویند
ای خدا: ای کسی که انوار ذات پاکش روشنی بخش دیده محبان بارگاه، و پرتو خورشید جمالش مشتاق دلهای بندگان آگاه است.
ای به یادت تازه جان عاشقان
ز آب لطفت تر، زبان عاشقان
ای غایت مقصد دل مشتاقان و این نهایت آرزو و آمال دوستان از تو دوستی را می طلبم و دوستی دوستان تو را و دوستی هر عملی را که مرا به تو نزدیکتر سازد».
و در مناجات یازدهم عرض می کند که: «ای خدا سوزش دل مرا خنک نمی سازد مگر زلال وصال تو و شعله کانون سینه مرا فرو نمی نشاند مگر لقای تو آتش اشتیاق مرا خاموش نمی کند مگر دیدار تو اضطراب من سکون نمی یابد مگر در کوی تو و اندوده مرا زایل نمی کند مگر نسیم گلشن تو و بیماری مرا شفا نمی بخشد مگر دوای مرحمت تو و غم مرا تسلی نمی دهد بجز قرب آستانه تو و جراحت سینه مرا بهبود نیست مگر به مرهم لطف تو و زنگ آئینه دل مرا نمی زداید مگر صیقل عفو تو».
به امید تو من امیدها را
بر اوراق فراموشی نوشتم
و در مناجات دوازدهم عرض می کند که «بار الها مرا از جمله کسانی گردان که در جویبار سینه ایشان درخت اشتیاق تو محکم گشته و شعله محبت تو اطراف دلهای ایشان را فرو گرفته و از سرچشمه صدق و صفا قطره های وفا می نوشند.
من خاک ره آنکه ره کوی تو پوید
من کشته آن دل که گرفتار تو باشد
ای خدای من چه شیرین است بر دلها، یاد تو و چه نیکوست طعم محبت تو و چه صاف و گواراست زلال قرب وصال تو چه هموار و روشن است راههای پنهانی به سوی تو» .
کوی جانان را که صد کوه و بیابان در ره است
رفتم از راه دل و دیدم که ره یک گام بود
از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام مروی است که «دوستی خدا چون به خلوتخانه دل بنده پرتو افکن شد او را از هر فکری و ذکری خالی می سازد و از هر یاد، بجز از یاد خدا می پردازد نه به چیزی مشغول می گردد و نه بجز یاد خدا یادی دارد».
شوق لبت برد از یاد حافظ
درس شبانه و ورد سحرگاه
و چون دوست خدا دست به مناجات بردارد، ملائکه ملکوت به او مباهات می کنند و به دیدن او افتخار می نمایند بلاد خدا به او معمور و خرم، و بندگان خدا به کرامت او نزد خدا مکرمند اگر خدا را به او قسم دهند و سوال کنند عطا می کند و به واسطه او از ایشان دفع بلا می نماید اگر مردمان قدر و مرتبه او را نزد خدا بدانند به خاک قدم او نزد خدا تقرب می جویند.
حضرت امیرالمومنین علیه السلام فرمود: «دوستی خدا آتشی است که به هیچ چیز نمی گذرد مگر اینکه او را می سوزاند، یعنی اینکه همه هواها و شغلها را از دل می برد و نور خداوندی است که به هیچ برنمی خورد مگر اینکه نورانی و درخشان می کند آسمانی است خدایی که هیچ چیز از زیر او سر برنمی کشد مگر اینکه او را می پوشاند و نسیمی است الهی که به هیچ چیز نمی وزد مگر اینکه آن را از جای خود می کند آبی است از سرچشمه مکرمت پروردگار، که هر چیزی به آن زنده است و زمین خدایی است که هر چیزی از ملک و ملکوت از آن می روید».
گر به اقلیم عشق رو آری
همه آفاق گلستان بینی
بر همه اهل آن زمین به مراد
گردش دور آسمان بینی
آنچه بینی دلت همان خواهد
آنچه خواهد دلت همان بینی
بی سر و پا گدای آنجا را
سر ز ملک جهان گران بینی
هم در آن سر برهنه قومی را
بر سر از عرش سایبان بینی
هم در آن پا برهنه قومی را
پای بر فرق «فرقدان» بینی
و مخفی نماند که آنچه در خصوص محبت خدا از اخبار و ادعیه رسیده زیاده از آن است که در حیز تحریر برآید و حکایات عشاق و محبین نه به حدی است که انکار و تأویل را شاید.
مروی است که «حضرت داود علیه السلام از پروردگار سئوال نمود که بعضی از اهل محبت خود را به او نماید خطاب رسید که برو به کوه لبنان که در آنجا چهارده نفر از دوستان ما هستند، بعضی جوان و بعضی در سن کهولت و برخی پیران، چون به نزد ایشان رسی سلام مرا به ایشان رسان و بگو: پروردگار شما می گوید که چرا از من حاجتی نمی خواهید؟ به درستی که شما دوستان من و برگزیدگان و اولیای من هستید، به شادی شما شاد می شوم و به دوستی شما مسارعت می کنم داود چون به نزد ایشان رسید، دید در لب چشمه ای نشسته اند و در عظمت خدا متفکرند چون داود علیه السلام را دیدند از جای جستند که متفرق بشوند داود گفت: من فرستاده خدایم، آمده ام که پیغام او را به شما برسانم پس رو به او آوردند و گوشهای خود را فرا داشتند و چشمهای خود را بر زمین دوختند، داود علیه السلام گفت: خدا شما را سلام می رساند و می گوید: چرا از من حاجتی نمی خواهید؟ و چرا مرا نمی خوانید تا صدای شما را بشنوم که دوستان و برگزیدگان منید؟ به شادی شما شادم و به محبت شما شتابانم و هر ساعت به شما نظر می کنم چنانکه مادر مهربان به فرزند خود نظر می کند؟ چون ایشان این سخنان را از داود شنیدند اشکهای ایشان بر رخسارشان جاری شد و هر یک زبان به تسبیح و تمجید پروردگار گشودند و با پروردگار به کلماتی چند مناجات می کردند که آثار احتراق دلهای ایشان، از شوق و محبت او ظاهر می شد».
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: محبت واقعی تنها مختص به خداوند است و هرگونه ادعای محبت که نادیدهگیرنده این حقیقت باشد، نادرست است. انکار محبت نسبت به خدا و فرمانبرداری از او به عنوان یک واجب دینی مردود است. قرآن کریم و احادیث معصومین تأکید بر دوستی و محبت خدا دارند و در اهمیت آن وجود شواهد فراوانی دیده میشود. دوستداشتن خدا و رسول او باید بر هر دوستی دیگر برتری داشته باشد و این دوستی، شوق و انس را در دل مؤمنان ایجاد میکند.
افراد حقیقی که خدا را دوست دارند، تن به زحمتهای دنیا نمیدهند و دائماً در یاد و ذکر او هستند. آنها از عشق به خداوند متأثر و برای قرب به او تلاش میکنند. در روایات مختلف، افرادی که در مسیر محبت خداوند قرار دارند، به عنوان مقربان او معرفی شدهاند و خداوند به دوستی با آنها مباهات میکند. در نهایت، محبت به خداوند روح را زنده میکند و مؤمنان را به عمیقترین شکل بندگی و تصفیه دلها میرساند.
هوش مصنوعی: زمانی که فهمیدی که تنها شایسته محبت، ذات خداوند است و حقیقت محبت تنها در او منحصر میشود، انحراف سخن افرادی نمایان میشود که محبت بندگان را نسبت به خدا انکار کرده و میگویند که این محبت فقط به معنای انجام دستورات خداست. اما حقیقت محبت وقتی به جنسیت مرتبط میشود، در حالت حاضر است و به همین دلیل، احساس نزدیکی، اشتیاق و لذت در مناجات با خدا را نیز انکار میکنند.
هوش مصنوعی: این عبارت نشان میدهد که این نظر نادرست است و از شریعت مقدس نیز قابل استنباط است. زیرا تمام مسلمانان بر این باورند که محبت به خدا و رسول او یکی از واجبات قطعی است. آیات و روایاتی که در مورد محبت به خدا و ستایش او وجود دارد و همچنین آثار محبتورزی اولیا و انبیاء بسیار زیاد و فراتر از حد و شمار هستند.
هوش مصنوعی: خداوند در ستایش گروهی از مردم میفرماید که ایشان را دوست دارد و آنها نیز خدا را دوست دارند. همچنین اشاره میکند که ایمانآورندگان محبتشان نسبت به خدا بیشتر از دیگر علاقهها است. خداوند به مردم میگوید اگر پدران، فرزندان، برادران، همسران، خویشاوندان و اموالتان برای شما محبوبتر از خدا، رسولش و جهاد در راه خدا باشد، پس منتظر عذاب الهی باشید و این موضوع را به یاد داشته باشید که این علاقهها اگر از عشق به خدا بیشتر باشد، موجب عاقبت بد خواهد شد. در واقع، محبت به چیزهای دنیا اگر از محبت به خدا فراتر رود، میتواند باعث عذاب قیامت یا سوء خاتمه در زمان مرگ شود.
هوش مصنوعی: از پیامبر اسلام روایت شده است که هیچ یک از شما مومن نیست تا زمانی که محبت خدا و رسول در دلش بر محبت چیزهای دیگر غالب نشود. روزی پیامبر یکی از همراهان خود را دید که پوست گوسفند را به جای لباس به تن کرده بود و فرمود: "به این مرد نگاه کنید که خداوند دل او را متوجه ساخته است. من او را دیدم که در نزد پدر و مادرش بهترین غذاها را میخورد، اما محبت خدا و رسول او را از این امور بازداشته و به چنین حالتی درآورده است."
هوش مصنوعی: در دعاهای بسیاری، آن حضرت از خداوند خواسته که محبت و دوستیاش را افزایش دهد. مشهور است که زمانی که فرشته مرگ، عزرائیل، برای قبض روح حضرت ابراهیم (خلیل الرحمن) آمد، ایشان فرمود: «آیا دیدهای که دوست، دوست خود را بمیرد؟» در پاسخ به ایشان گفته شد: «آیا دیدهای کسی که از ملاقات معشوقش بترسد؟» ابراهیم خواست که جانش را بگیرد. نقل شده که God به حضرت موسی (علیه السلام) وحی فرستاد که کسی نمیتواند بگوید مرا دوست دارد در حالی که به خواب برود وقتی شب فرا میرسد. چرا که دوست، مشتاق ملاقات با دوست است. و همچنین نمیتواند از احوال دوستان خدا بیخبر باشد؛ در شب، وقتی شب فرا میرسد، دلها و چشمهای دوستان به سوی خدا متوجه میشود و با او به طرز حضور و مشاهده سخن میگویند. حضرت عیسی (علیه السلام) به سه نفر برخورد که در اثر ترس از آتش جهنم رنج میبردند و به آنها گفت که خدا به هر ترسویی امنیت میبخشد. سپس به سه نفر دیگر برخورد که ترسشان بیشتر بود و در اثر شوق بهشت رنج میبردند و فرمود که خدا به شوق شما پاسخ میدهد. درباره افرادی که از دوستی خدا رنج میبردند، فرمود: «شما مقربان درگاه خدا هستید.» همچنین، پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود که شعیب (علیه السلام) آنقدر از دوستی خدا گریسته که چشمش نابینا شد و خداوند او را بینا کرد. او به گریه ادامه داد تا اینکه وحی رسید و به او گفته شد که چرا اینقدر گریه میکنی. شعیب گفت که گریهاش به خاطر عشق به خداست. در نهایت، خداوند گفت که فردی را به خدمت او میفرستد. همچنین، یک اعرابی از پیامبر پرسید که زمان قیامت کی خواهد بود و پیامبر از او پرسید چه عملی برای آن روز آماده کرده است. او گفت که خدا و رسولش را دوست دارد و پیامبر فرمود: «هر کس با کسی که دوست دارد محشور میشود.» در سخنانی از داود (علیه السلام) آمده که خداوند به او گفت: «اگر مردم از شما دور شوند، نگران نباش، من دوست میدارم هر کسی که مرا دوست دارد.» و در دعای کمیل، حضرت امیرالمؤمنین فرمود که چگونه میتواند بر فراق خداوند صبر کند. همچنین درباره شرابی که خداوند به دوستانش میدهد، ذکر شده که پس از نوشیدن آن، مست میشوند و به طرب و نشاط میرسند و در نهایت، خود را در نزد محبوب گم میکنند. حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) نیز در دعای عرفه میفرماید که خداوند دل دوستانش را از غیر خود خالی کرده است.
هوش مصنوعی: چشمش به هیچ چیز غیر از معشوق دوخته شده است و همچون آتش، همه چیز را میسوزاند.
هوش مصنوعی: حضرت سید الساجدین در مناجات خود به شکلی عمیق از محبتش به خدا سخن میگوید و بیان میکند که این عشق و محبت در قلبش جا گرفته و او را به انس و آرامش رسانده است. او از خداوند میخواهد که او را به بندگانی که با شتاب به سوی خدا میروند و در هر لحظه به یاد او هستند، ملحق کند. این بندگان به خاطر عظمت و هیبت خداوند، بر خود میلرزند و از محبت و عطایای پروردگار بهرهمند هستند. او از خدا تمنا دارد که لذت راز و نیاز با او را بچشد و به بالاترین درجات کمال برسد. او تمامی امیدها و خواستههای خود را در خدا میبیند و تنها مراد و هدفش، خداوند است. دیدار خدا برای او نور چشم و وصال او آرزوی دلش است. او در شوق و محبت خدا غرق است و تمامی خواستهها و نیازهایش را در ارتباط با خدا و نزدیکی به او میجوید. ارتباط با خدا برایش آرامش و شفای دلهایش است و او اعتراف میکند که عشق به خداوند، عمیقترین و سرنوشتسازترین احساسات اوست.
هوش مصنوعی: خاکی که در کنار توست، برای من مثل بهشت است. زیبایی تو بخشی از وجود من است و عشق تو قسمت سرنوشت من است. آرامش من در رضایت تو نهفته است.
هوش مصنوعی: ای خدا، من هیچ آرامشی جز در رضایت تو پیدا نمیکنم و هیچ مکانی جز در جوار تو نمیخواهم. من به غیر از نزدیکی به درگاه تو، سوالی ندارم. روح و آسایش من در راز و نیاز با توست و درمان دردهای من تنها در دستان توست. تو آبروان دل تشنهام و تویی که سوز دل آتشینم را تسکین میدهی. تویی که آرامش جان غمگینم را به من میدهی و دوا برای دردهای قلبیام هستی.
هوش مصنوعی: در غم تو، دنیا، دین، زندگی و دل از من رفتهاند.
هوش مصنوعی: در جایی که پادشاه برابر مردم قرار میگیرد، نباید سر و صدا و هرج و مرج ایجاد شود.
هوش مصنوعی: «ای خدا، امیدم را از من دور نکن و مرا از درگاه خود دور نساز، ای نعمت من، بهشت من، دنیای من و آخرت من.»
هوش مصنوعی: اگر بدون تو در زندگی باشم، ثروت و نعمت را به دامن خود میریزم و فقر و نیازمندی را به دیگران نشان میدهم.
هوش مصنوعی: در مناجاتی گفته میشود: «خدای من، کیست آن کسی که طعم شیرین محبت تو را چشیده و از تو روی گردانده باشد؟ و کیست آن کس که به نزدیکی تو انس گرفته و بخواهد به سراغ دیگری برود؟»
هوش مصنوعی: هر کسی که به عمق وجود تو پی ببرد، دیگر هیچ چیز برایش اهمیت ندارد؛ حتی خانواده و زندگی شخصیاش.
هوش مصنوعی: اگر کسی را به دیوانگی دچار کنی، دنیای او را تسخیر کردهای. اما اگر خودت دیوانهای، چه تأثیری بر جهانهای دیگر میگذاری؟
هوش مصنوعی: خداوند، مرا از کسانی قرار ده که به خاطر نزدیکی و محبت خود، آنها را برگزیدهای. کسانی که به ملاقات تو مشتاق شدهاند و با قضا و قدر تو راضی و خوشنود هستند. تو آنها را به دیدار خود مفتخر ساختهای و رضایت خود را به آنها عطا کردهای. همچنین، از دوری و جدایی نسبت به خود، آنها را پناه دادهای و دلهایشان را به عشق خود مجذوب کردهای. من را از کسانی قرار ده که دلشان به محبت تو وابسته است و در آستان تو با ناله و آه زندگی میکنند. سجدههایشان بر خاک خضوع و خشوع است و اشکهایشان به دلیل ترس از تو بر صورتشان جاری است. دلهایشان به خاطر محبت تو به تو پیوسته و خاطرهایشان به خاطر عظمت تو شکسته است.
هوش مصنوعی: از مالکیت و تسلط زمانه رها شو، با شادی به او و او نیز با غم شاد است.
هوش مصنوعی: عزیزان و دوستان تو تنها در غم تو و برای حمایت از تو حاضرند، اما خودشان غم و نگرانی ندارند.
هوش مصنوعی: نفس زال، از هوای نفس خود رهایی یافته و دیگر در بازار خواستهها و تمایلاتش گرفتار نیست.
هوش مصنوعی: از نسیم صبحگاهی، نام تو را به زمین میبرند و غم تو را با خاک در میان میگذارند.
هوش مصنوعی: خدایا، ای موجودی که نور خالص و زیبای وجودت، چشم عاشقان بارگاهت را روشن میکند و تابش دلربای جمال تو، دلهای بندگانت را شیدا و مشتاق میسازد.
هوش مصنوعی: ای محبوبی که یاد تو جان عاشقان را تازه میکند، آب لطیف تو از دل عاشقان بیشتر است.
هوش مصنوعی: ای هدف نهایی دلهای مشتاق و این آخرین آرزوها و خواستههای دوستان، من از تو دوستی میطلبم؛ دوستی دوستان تو و دوستی هر عملی که مرا به تو نزدیکتر کند.
هوش مصنوعی: در این مناجات، شخص به خداوند میگوید که تنها با وصال و ملاقات پروردگارش درد دلش تسکین مییابد و آتش اشتیاقش خاموش میشود. او ابراز میکند که آرامش و سکونش فقط در نزدیکی خدا به دست میآید و نسیم بهشتی فقط از جانب خدا میتواند او را شاداب کند. همچنین، تنها لطف و رحمت خدا میتواند بیماری و غمهای او را درمان کند و فقط عفو الهی میتواند دلش را پاک کند.
هوش مصنوعی: با امید به تو، تمام آرزوهایم را بر روی ورقهای فراموشی نوشتم.
هوش مصنوعی: در این مناجات دعا میشود که شخص، از جمله افرادی باشد که در دلهایشان عشق و اشتیاق به خداوند ریشهدار شده و محبت او همهجا را در بر گرفته است. آنها همچنین از چشمهای سرشار از صداقت و پاکی، قطرههای وفاداری مینوشند.
هوش مصنوعی: من از خاک راه کسی هستم که در جستجوی توست و قلبم فدای کسی است که اسیر محبت تو شده باشد.
هوش مصنوعی: ای خدای من، یاد تو بر دلها چقدر دلنشین است، و طعم محبت تو چقدر خوشایند. نزدیکی به تو چقدر خالص و شیرین است و مسیرهای پنهانی که به سوی تو میرسند چقدر هموار و روشن هستند.
هوش مصنوعی: به سوی محبوبی که بسیاری از موانع و دشواریها در این مسیر وجود داشت، به سفر رفتم. اما در نهایت متوجه شدم که برای رسیدن به هدفم تنها کافی بود یک قدم بردارم.
هوش مصنوعی: از امام جعفر صادق (علیهالسلام) نقل شده که اگر محبت و دوستی خدا به دل انسان تابش کند، او را از هر گونه افکار و یادهای دیگر خالی میکند و تنها به یاد خدا مشغول میشود؛ به طوری که نه به چیز دیگری فکر میکند و نه به غیر از یاد خدا توجهی دارد.
هوش مصنوعی: شوق بوسیدن لبت باعث شد حافظ درس شبانه و ذکر سحر را فراموش کند.
هوش مصنوعی: زمانی که دوست خدا به نماز و دعا مشغول شود، فرشتگان آسمانی به او افتخار میکنند و از دیدن او خوشحال میشوند. سرزمینها به خاطر او آباد و شاداب میشوند و بندگان خدا به خاطر مقام او در نزد خدا بزرگ شمرده میشوند. اگر خداوند او را به عنوان شاهد بخواهد و سوال کنند، او به خواستههایشان پاسخ میدهد و به وسیله او بلاها از آنها دور میشود. اگر مردم ارزش و مقام او را نزد خدا بدانند، از قدمهای او نزدیکتر به خدا میشوند.
هوش مصنوعی: حضرت امیرالمومنین علیه السلام بیان کردند که محبت و دوستی خدا مانند آتش است که هر چیزی را که به آن نزدیک شود میسوزاند و از دل انسان تمام آرزوها و شغلها را میبرد. این دوستی، نوری الهی است که هر چیزی را که به آن برخورد کند، روشن و درخشان میسازد. همچنین، خداوند مانند آسمانی است که هیچ چیز نمیتواند از زیر نظر او خارج شود بدون اینکه تحت پوشش او قرار گیرد. او مانند نسیمی است که به هر چیزی میوزد و آن را از مکانش برمیکند. در نهایت، خداوند مانند آبی است که از سرچشمههای بزرگش میجوشد و باعث حیات هر چیزی میشود و زمین نیز از حضور خداست که همه موجودات از آن رشد میکنند.
هوش مصنوعی: اگر به دنیای عشق قدم بگذاری، در هر گوشهای زیبایی و شکوفایی را خواهی دید.
هوش مصنوعی: وقتی به دور و بر خود نگاه میکنی، میبینی که همه افراد در آن مکان تحت تأثیر تغییرات زمان و گردش آسمان قرار دارند و به نوعی به خواستههایشان میرسند.
هوش مصنوعی: آنچه را که میبینی، دلخواه توست و آنچه را که دلت میخواهد، همان را خواهی دید.
هوش مصنوعی: سگی بی سر و پا در آنجا را میبینی که بر زمین میافتد و به خاطر مال و ثروت دنیا، گرانبهاترین چیزها را هم به سادگی نادیده میگیرد.
هوش مصنوعی: در جایی که گروهی از مردم با سرهای عریان دیده میشوند، سایهای از عرش بر روی آنها قرار دارد.
هوش مصنوعی: در آن مکان، گروهی را میبینی که پا برهنه بر قلههای آسمان قدم میزنند.
هوش مصنوعی: بدانید که مطالبی که در مورد عشق و محبت خدا در احادیث و دعاها مطرح شده، به قدری زیاد است که امکان بیان تمام آنها وجود ندارد و داستانهای عاشقان و محبین نیز به حدی است که نمیتوان آنها را نادیده گرفت یا توجیه کرد.
هوش مصنوعی: حضرت داود از خدا خواست تا بعضی از بندگان ویژهاش را به او نشان دهد. خدا به او فرمود که به کوه لبنان برود، جایی که چهارده نفر از دوستانش حضور دارند، برخی جوان و برخی در سنین بالا. داود وقتی به آنجا رسید، متوجه شد که آنها در کنار چشمهای نشسته و به عظمت خدا فکر میکنند. وقتی او را دیدند، قصد فرار کردند، اما داود به آنها گفت که نماینده خداوند است و پیغامی برایشان دارد. آنها به او توجه کردند و با دقت گوش کردند. داود به آنها سلام رساند و گفت که خدا از آنها میخواهد که چرا از او حاجتی نمیخواهند و چرا صدایشان را نمیشنود. او افزود که خدا به خاطر دوستی آنها شاد است و همیشه به آنها نظر دارد. پس از شنیدن این پیام، اشکهای آنها بر گونههایشان جاری شد و هر یک شروع به تسبیح و ستایش خدا کردند و با او صحبتهایی کردند که نشاندهنده عشق و شوق عمیق آنها بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.