گنجور

غزل شمارهٔ ۶۹۵

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

این قافله بار ما ندارد

از آتش یار ما ندارد

هر چند درخت‌های سبزند

بویی ز بهار ما ندارد

جان تو چو گلشنست لیکن

دلخسته به خار ما ندارد

بحریست دل تو در حقایق

کو جوش کنار ما ندارد

هر چند که کوه برقرارست

والله که قرار ما ندارد

جانی که به هر صبوح مستست

بویی ز خمار ما ندارد

آن مطرب آسمان که زهره‌ست

هم طاقت کار ما ندارد

از شیر خدای پرس ما را

هر شیر قفار ما ندارد

منمای تو نقد شمس تبریز

آن را که عیار ما ندارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محمد معتمدی » سرمست » قافله

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

فرزانه نوشته:

با سلام
چرا مولانا زهره را مطرب آسمان خوانده ؟؟ دلیل خاصی داره؟ ممنون میشم اگر می دونید پاسخ بدید

👆☹

عبدالله نوشته:

محمد معتمدی در آلبوم جدیدش، سرمست، این غزل رو خونده با نام قافله

بیت یکی به آخر شاید فقار درست باشه، به تناسب حضرت علی و ذوالفقار

👆☹

وحید نوشته:

@فرزانه

موضوع برمیگرده به یونان قدیم و یک مکتب فلسفی به نام مکتب فیثاغوری که مکتب شاگردان فیثاغورث بود.
فیثاغوریان به کشف تناسب بین اعداد علاقه‌مند بودند و عقیده داشتند جهان هستی سراسر از اعداد و روابط بین اونها تشکیل شده
به طور خاص اونها نتهای موسیقی رو به اعداد تشبیه می‌کردند و معتقد بودند یک رابطه ریاضی پشت زیبایی و تناسب موسیقی وجود داره
فیثاغوریان همچنین حرکت اجرام آسمانی رو نوعی تناسب موسیقایی میدونستند. معتقد بودند از حرکت اجرام آسمانی صدایی تولید میشه که ما توانایی شنیدن اون رو نداریم ولی از مطالعه این اجرام و تبدیل حرکت اونها به اعداد میشه اون موسیقی آسمانی رو با سازهای زمینی بازسازی کرد
و اما زهره. سیاره زهره در شب از زمین به صورت یک نقطه نورانی متحرک دیده میشه. در قدیم منظومه شمسی شناخته شده نبود و فکر میکردند زهره ستاره ای است که حرکت میکنه. چون زهره در ابتدا و انتهای شب در جاهای متفاوتی در آسمان دیده میشه تا قبل از فیثاغوریان فکر میکردن دو ستاره مختلف به اسم «ستاره صبح» و «ستاره شب» وجود داره. فیثاغوریان اولین کسانی بودند که فهمیدند «ستاره شب» و «ستاره صبح» یکی هستند.
این ستاره چون رفتار متفاوتی با ستاره‌های دیگه داشت و از اونها درخشان‌تر بود در بین فیثاغوریان به عنوان ستاره‌ای که دستگاه موسیقی آسمانی رو ساز می‌کنه شناخته شد.
«مطرب آسمان» در شعر مولانا اشاره به این درک فیثاغوری از سیاره زهره داره.

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام