گنجور

غزل شمارهٔ ۵۹۶

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

آن مه که ز پیدایی در چشم نمی‌آید

جان از مزه عشقش بی‌گشن همی‌زاید

عقل از مزه بویش وز تابش آن رویش

هم خیره همی‌خندد هم دست همی‌خاید

هر صبح ز سیرانش می‌باشم حیرانش

تا جان نشود حیران او روی ننماید

هر چیز که می‌بینی در بی‌خبری بینی

تا باخبری والله او پرده بنگشاید

دم همدم او نبود جان محرم او نبود

و اندیشه که این داند او نیز نمی‌شاید

تن پرده بدوزیده جان برده بسوزیده

با این دو مخالف دل بر عشق بنبساید

دو لشکر بیگانه تا هست در این خانه

در چالش و در کوشش جز گرد بنفزاید

در زیر درخت او می‌ناز به بخت او

تا جان پر از رحمت تا حشر بیاساید

از شاه صلاح الدین چون دیده شود حق بین

دل رو به صلاح آرد جان مشعله برباید

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

علی قیدی نوشته:

بعد از بیت دو لشگر.. بیت زیر از قلم افتاده:
خواهی ببری جانی بگریز به سلطانی
در خدمت تریاقی پازهر بنگراید

👆☹

وفایی نوشته:

مصراع دوم بیت سوم :
تا جان نشود حیران او روی بننماید
منبع : دیوان شمس

👆☹

همایون نوشته:

غزل دریافت و فهم عارفانه
فهمیدن فیزیکى و علمى با شناخت اجزا و محاسبه زمان و مکان و طرح مدل و ساخت دستگاه صورت میگیرد، اگر چیزى را نتوان ساخت و اندازه گرفت و یا تعریف نمود نمى توان هم فهمید
در عرفان و شناخت عارفانه فهمیدن عبارت است از گذر از شگفتى و هوشیارى به سرگشتگى حیرانى و مستى، نه قرار اندازه گیرى و دقت است و نه ساختن و تولید و سود کردن

👆☹

همایون نوشته:

اینجا جلال دین پارسى ما به زیبایى هر چه تمام عرفان خود را که یک فرهنگ بزرگ انسانى است بازگشایى و رونمایى میکند
جان و دل که یکى با حواس ظاهرى ما و دیگرى با حواس درون کار میکنند میتوانند چون دو لشکر روبرو و متخالف در بیایند و آسمان وجود ما را به تیرگى و گرد و خاک بکشانند
این اتفاق ممکن است براى یک دانشمند که هم دل و هم جانش بدنبال علم بیرونى است روى ندهد یا یک موسیقى دان و یا یک ورزشکار تنها در آخر عمر به این چالش و کوشش روى بیاورد

👆☹

شکرستان