ای از کرم تو کار ما راست
هر جای که خرمیست ما راست
عاشق به جهان چه غصه دارد؟
تا جام شراب وصل برجاست
هر باد چغانهای گرفته
کاو منتظر اشارت ماست
هر آب چو پردهدار گشته
اندر پس پرده طرفه بتهاست
هر بلبل مست بر نهالی
مانندهٔ راح ِ روحافزاست
بسیار مگو که وقت آش است
چون گرسنگی قوم شش تاست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و ارتباط عمیق با معشوق میپردازد و میگوید که همه چیز در جهان به خاطر محبت اوست. او به عاشقانی اشاره میکند که با وجود مصائب و غمها، به شراب وصل و خوشیها فکر میکنند. درک و درایت از روح زندگی و زیباییها در طبیعت، نظیر بلبلان مست و آبهای پنهان، در این شعر برجسته است. شاعرانگی و شادی ناشی از عشق، بر هر گونه ناامیدی غلبه میکند و به تعبیری، عشق و زیبایی در انتظار اشارهای از معشوق هستند.
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر مهربانیات امور ما به سامان میرسد، هر جا که خوشی و سرسبزی هست، ما نیز آنجایم و با آنجا همراهیم.
هوش مصنوعی: عاشق به چه چیز در دنیا میتواند غمگین باشد وقتی که جام شراب وصل (محبت و نزدیکی به معشوق) در دسترس اوست؟
هوش مصنوعی: هر باد به عنوان نشانهای از شوق و انتظار، به خود صدا یا نوایی گرفته تا منتظر اشاره و فرمان ما باشد.
هوش مصنوعی: هر آبی که در این دنیا وجود دارد، مانند یک پردهدار (نگهبان) شده و پشت پرده، زیباییهای مختلف و شگفتیهای الهی را مخفی کرده است.
هوش مصنوعی: هر بلبل شاداب و خوشحال، به مانند درختی است که روح را شاد و شاداب میکند.
هوش مصنوعی: زیاد در مورد اینکه زمان غذا فرا رسیده صحبت نکن، زیرا گروهی که گرسنهاند، جمعی از شش نفر هستند و این نشاندهنده شدت گرسنگی و نیاز آنهاست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
تا نقش خیال دوست با ماست
ما را همه عمر خود تماشاست
آنجا که جمال دلبر آمد
والله که میان خانه صحراست
وانجا که مراد دل برآمد
[...]
برخیز که موسم تماشاست
بخرام که روز باغ و صحراست
امروز بنقد عیش خوشدار
آن کیست کش اعتماد فرد است
می هست و سماع و آن دگر نیز
[...]
شوری ز دو عشق در سر ماست
میدان دل، از دو لشکر آراست
از یک نظرم دو دلبر افتاد
وز یک جهتم دو قبه برخاست
خورشیدپرست بودم اول
[...]
زین چار خلیفه مُلک شد راست
خانه به چهار حد مهیاست
این خاک ز لطف نور برخاست
وانگاه روان شد از چپ و راست
شد جانوری که آشیانش
برتر ز ضمیر و وهم داناست
هر لحظه ز فیض و فضل آن نور
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.