کار به پیری و جوانیستی
پیر بمردی و جوان زیستی
بانگ خر نفست اگر کم شدی
دعوت عقل تو مسیحیستی
گر نبدی خندهٔ صبح کذوب
هیچ دلی زار بنگریستی
گر بت جان روی نمودی به ما
جملهٔ ذرات چو ما نیستی
گر توی تو نفسی کاستی
همچو تو اندر دو جهان کیستی؟!
گر نبدی غیرت آن آفتاب
ذره به ذره همه ساقیستی
دانه من از کاه جدا کردمی
گر کفه را هیچ تناهیستی
مار اگر آب وفا یافتی
در دل آن بحر چو ماهیستی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ اهمیت نفس و وجود انسان و همچنین نسبت آن با جوانی و پیری است. شاعر به ارتباط میان نفس و عقل اشاره میکند و تأکید میکند که ممکن است در گذر زمان، انسانها دچار نسیان و سردی احساس شوند. بر این اساس، اگر خود را بشناسند و به عمق وجودشان پی ببرند، همچون ذراتی در جهان خواهند بود که بیقرارند. نهایتاً، شاعر با اشاره به تصویر یک ماهی در آب وفا، به نیاز به شناخت عمیقتر و پایدارتر اشاره میکند.
هوش مصنوعی: این بیت به تفاوت بین پیری و جوانی اشاره دارد و میگوید که در واقع زندگی انسان از نظر روحی به پیری و جوانی بستگی ندارد؛ شخصی که از نظر ظاهری پیر شده، ممکن است در روح جوان باشد و برعکس. به عبارت دیگر، آنچه که اهمیت دارد، حالت درونی و روحی فرد است نه سن و سال ظاهری او.
هوش مصنوعی: اگر صدای نفس تو کم شده باشد، یعنی حال خوبی ندارید، عقل تو مانند مسیح، تو را دعوت میکند که به حقیقت و معنای زندگی برگردی.
هوش مصنوعی: اگر صبح دروغین وجود نمیداشت و خندهای از آن نمیجوشید، هیچ دلی که غمزده و زار باشد، به تو نمینگریست و نمیدید.
هوش مصنوعی: اگر ای بت جان (عشقی روحانی و محبوب) چهرهات را به ما نشان دهی، تمامی ذرات و موجودات در برابر تو وجودی ندارند و به اندازهٔ ما هیچکارهاند.
هوش مصنوعی: اگر تو در خودت کمنفسی کنی، در دو جهان هیچکس مثل تو وجود ندارد.
هوش مصنوعی: اگر غیرت تو آن نور و روشنی نباشد، من هر لحظه دچار دلتنگی و دردی خواهم شد.
هوش مصنوعی: اگر دانهٔ من را از کاه جدا کردم، به این دلیل بود که هیچ انتهایی برای کفه (میزان) وجود نداشت.
هوش مصنوعی: اگر مار (نمادی از انسان که بر اثر وسوسهها و مشکلات دچار آسیب شده) در دل دریا (مناسبتی چون بحر ممکن است به معانی عمیقتری اشاره داشته باشد) آب وفا و محبت را پیدا کند، در آن صورت مانند ماهی در آب شاداب و سرزنده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
مردم اگر این تن ساسیستی
جز که یکی جانور او کیستی؟
جانوران بندهش گشتی اگر
مردم تو جوهر ناریستی
رمز سخنهای من ار دانیی
[...]
مرگ به پیری و جوانیستی
پیر بمردی و جوان زیستی
در رخ شه دیدی و بگریستی
گاه به مردی و گهی زیستی
شیوه صوفی چه بود نیستی
چند تو بر هستی خود ایستی
گفت که ای نفس تو خود کیستی
وین همه بیهوده چه میزیستی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.