گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

می‌زن سه تا که یکتا گشتم مکن دوتایی

یا پرده رهاوی یا پرده رهایی

بی زیر و بی‌بم تو ماییم در غم تو

در نای این نوا زن کافغان ز بی‌نوایی

قولی که در عراق است درمان این فراق است

بی قول دلبری تو آخر بگو کجایی

ای آشنای شاهان در پرده سپاهان

بنواز جان ما را از راه آشنایی

در جمع سست رایان رو زنگله سرایان

کاری ببر به پایان تا چند سست رایی

از هر دو زیرافکند بندی بر این دلم بند

آن هر دو خود یک است و ما را دو می‌نمایی

گر یار راست کاری ور قول راست داری

در راست قول برگو تا در حجاز آیی

در پرده حسینی عشاق را درآور

وز بوسلیک و مایه بنمای دلگشایی

از تو دوگاه خواهند تو چارگاه برگو

تو شمع این سرایی ای خوش که می‌سرایی

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مجتبی در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۲۱ نوشته:

واقعا جالبه
تسلط بی نظیر بر دستگاههای موسیقی!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
تماشاگه راز در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، یک شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۲۹ نوشته:

در همین دیوان غزل زیر به مقامات دوازده گانه موسیقی اشاره فرموده است
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۷/

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.