میزن سهتا که یکتا گشتم مکن دوتایی
یا پردهٔ رهاوی یا پردهٔ رهایی
بی زیر و بی بَم تو ماییم در غم تو
در نای این نوا زن کافغان ز بینوایی
قولی که در عراق است درمان این فراق است
بی قول دلبری تو آخر بگو کجایی
ای آشنای شاهان در پردهٔ سپاهان
بنواز جان ما را از راه آشنایی
در جمع سسترایان رو زنگلهسرایان
کاری ببر به پایان تا چند سسترایی
از هر دو زیرافکند بندی بر این دلم بند
آن هر دو خود یکست و ما را دو مینمایی
گر یار راست کاری ور قول راست داری
در راست قول برگو تا در حجاز آیی
در پردهٔ حسینی عشاق را درآور
وز بوسلیک و مایه بنمای دلگشایی
از تو دوگاه خواهند تو چارگاه برگو
تو شمع این سرایی ای خوش که میسرایی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از غم و جدایی خود میگوید و به جستجوی وصال محبوب میپردازد. او از محبوب میخواهد که یا پردهها را رها کند یا او را آزاد کند و به او وعدهٔ لقایش را بدهد. شاعر به دلسوختگان و غمزدهها اشاره میکند و از آنها میخواهد که به جمع کسانی که دلشان را به عشق سپردهاند، ملحق شوند. با اشارات به وعده و پیمان، نگاهی به توقعاتی که از محبوب دارد، و تأکید بر یکپارچگی بر دو روح میپردازد. در نهایت، شاعر از محبوب میخواهد در میانهٔ عشاق حاضر شود و روشنگر دلهای آنان باشد.
هوش مصنوعی: برای یک بار که نوا را میزنم، سه بار میزنم تا در نهایت به یک حالت برسم؛ پس دو حالتی نباش، یا میل به رهایی داری یا در پردهای که آزادی میدهد.
هوش مصنوعی: ما بدون تن و بینوا در اندوه تو هستیم و نوا میزنیم، زیرا حالمان در این بینوایی مانند حال افغانها است که از بیکسی ناراحتاند.
هوش مصنوعی: گفتهای که در عراق (شاید اشاره به عارفان و بزرگانی است که در آنجا وجود دارند) برای درمان این جدایی کافی است، اما بدون قول و محبت تو، ای محبوب، آخر بگو کجایی تا بتوانم دلتنگیام را تسکین دهم.
هوش مصنوعی: ای کسی که با شاهان آشنا هستی و در میان سپاهیان پنهان شدهای، لطفاً جان ما را از طریق آشناییات نوازش کن.
هوش مصنوعی: در میان افرادی که ضعیفالنفس و ناپایدار هستند، تو از کسانی که فقط حرف میزنند فاصله بگیر و به انجام کار نیک و درست بپرداز، چرا که نباید مدت طولانی در این حالت ضعف باقی بمانی.
هوش مصنوعی: دلم با دو چیز گرفتار است: یکی زنجیری که از محبت است و دیگری زنجیری که از رنج و درد به وجود آمده. هر دو این زنجیرها به نوعی به هم مربوط هستند، اما تو (خدا یا معشوق) آنها را بهنحوی جدا از هم نشان میدهی.
هوش مصنوعی: اگر یار (محبوب) تو راستگو و صادق باشد و قولی که به او میزنی نیز راست باشد، باید این را در کمال صداقت بیان کنی تا به سرزمین حجاز (مکه) برسی.
هوش مصنوعی: عشاق را در پردهٔ عشق حسینی (عشق به حسین) به نمایش بیاور و با بوسه و نعمت، شادی و خوشحالی به آنها نشان بده.
هوش مصنوعی: عاشقان از تو دو بار درخواست دارند، تو چهار بار جواب بده. تو ریشۀ روشنی و عشق این دنیا هستی، خوشحال باش که در حال سرودن هستی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
ای صورت بهشتی در صدره بهایی
هرگزمباد روزی از تو مرا جدایی
تو سر و جویباری تو لاله بهاری
تو یار غمگساری تو حور دلربایی
شیرینتر از امیدی واندر دلم امیدی
[...]
آسایشت نبینم ای چرخ آسیائی
خود سوده مینگردی ما را همی بسائی
ما را همی فریبد گشت دمادم تو
من در تو چون بپایم گر تو همی نپائی؟
بس بیوفا و مهری کز دوستان یکدل
[...]
جانا نگویی آخر، ما را که تو کجایی؟
کز تو ببرد آتش، عشق تو آب مایی
ما را ز عشق کردی، چو آسیای گردان
خود همچو دانه گشتی در ناو آسیایی
گه در زمین دلها پنهان شوی چو پروین
[...]
خه مرحبا و اهلا آخر تو خود کجایی
احوال ما نپرسی نزدیک ما نیایی
ما خود نمیشویمت در روی اگرنه آخر
سهلست اینکه گهگه رویی بما نمایی
بیخرده راست خواهی گرچه خوشت نیاید
[...]
جان از تنم برآید چون از درم درآئی
لب را به جای جانی بنشان به کدخدائی
جان خود چه زهره دارد ای نور آشنایی
کز خود برون نیاید آنجا که تو درآئی
جانی که یافت از خم زلفین تو رهائی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.