گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

آن شمع چو شد طرب فزایی

پروانه دلان به رقص آیی

چون جان برسد نه تن بجنبد

جان آمد از لحد برآیی

چون بانگ سماع در که افتاد

ای کوه گران کم از صدایی

کاین باد بهار می‌رساند

رقصانی شاخ را صلایی

در ذره کجا قرار ماند

خورشید به رقص در سمایی

هم آتش و دود گشته پیچان

از آتش روی جان فزایی

ماهی صنما ز روح بی‌جسم

شوخی شکری یکی بلایی

گه کوته و گه دراز گشتیم

با سایه صورت همایی

هم بر لب دوست مست گشتیم

نالان شده مست همچو نایی

بر باد سوار همچو کاهیم

اندر جولان ز کهربایی

چون پشه ز خون خویش مستیم

وز دیگ جگر دلا ابایی

اندر خلوت به هوی هویی

در جمعیت به های هایی

در صورت بنده کمینیم

در سر صفت یکی خدایی

این داد خدیو شمس تبریز

بی کبر ولیک کبریایی

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ابراهیم ازبک در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۵۲ نوشته:

سلام ...در ذره کجا قرار ماند
خورشید به رقص در سمایی
تصاویر بدست آمده از دوربین های ناسا نشان میدهد ،خورشید به دور خود چرخش میکند .ساده بگم . گرد خود میچرخد!!!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.