گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

آورد خبر شکرستانی

کز مصر رسید کاروانی

صد اشتر جمله شکر و قند

یا رب چه لطیف ارمغانی

در نیم شبی رسید شمعی

در قالب مرده رفت جانی

گفتم که بگو سخن گشاده

گفتا که رسید آن فلانی

دل از سبکی ز جای برجست

بنهاد ز عقل نردبانی

بر بام دوید از سر عشق

می‌جست از این خبر نشانی

ناگاه بدید از سر بام

بیرون ز جهان ما جهانی

دریای محیط در سبویی

در صورت خاک آسمانی

بر بام نشسته پادشاهی

پوشیده لباس پاسبانی

باغی و بهشت بی‌نهایت

در سینه مرد باغبانی

می‌گشت به سینه‌ها خیالش

می‌کرد ز شاه دل بیانی

مگریز ز چشمم ای خیالش

تا تازه شود دلم زمانی

شمس تبریز لامکان دید

برساخت ز لامکان مکانی

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سیاوش در ‫۱۰ سال و ۹ ماه قبل، دو شنبه ۱ فروردین ۱۳۹۰، ساعت ۱۴:۰۴ نوشته:

اصلاح بیت اول، مصراع اول: ... شکرستانی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
هانیه سلیمی در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۷ دی ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۲۵ نوشته:

بنا به تصحیح استاد شفیعی کدکنی در کتاب گزیده ء غزلیات شمس، چاپ قدیم،1365 صفحه 524 غزل 426، مصرع اول به این صورت است: " آورد خبر شکرسِتانی"/ علاوه بر آن ستایی و کاروانی هم قافیه نیستند، بنابراین شکی نیست که شکرستایی- چنانچه در این نسخه ء گنجور آمده- اشتباه است. لطفا اصلاح بفرمایید. با سپاس از زحمات شما

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.