گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

کجا شد عهد و پیمانی که می‌کردی نمی‌گویی

کسی را کو به جان و دل تو را جوید نمی‌جویی

دل افکاری که روی خود به خون دیده می‌شوید

چرا از وی نمی‌داری دو دست خود نمی‌شویی

مثال تیر مژگانت شدم من راست یک سانت

چرا ای چشم بخت من تو با من کژ چو ابرویی

چه با لذت جفاکاری که می‌بکشی بدین زاری

پس آنگه عاشق کشته تو را گوید چو خوش خویی

ز شیران جمله آهویان گریزان دیدم و پویان

دلا جویای آن شیری خدا داند چه آهویی

دلا گر چه نزاری تو مقیم کوی یاری تو

مرا بس شد ز جان و تن تو را مژده کز آن کویی

به پیش شاه خوش می‌دو گهی بالا و گه در گو

از او ضربت ز تو خدمت که او چوگان و تو گویی

دلا جستیم سرتاسر ندیدم در تو جز دلبر

مخوان ای دل مرا کافر اگر گویم که تو اویی

غلام بیخودی ز آنم که اندر بیخودی آنم

چو بازآیم به سوی خود من این سویم تو آن سویی

خمش کن کز ملامت او بدان ماند که می‌گوید

زبان تو نمی‌دانم که من ترکم تو هندویی

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

قره داغلی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۱۵ نوشته:

یکبار دیگر می بینیم مولوی در بیتِ آخر مصرع دوم خود را تُرک می داند و می گوید: " زبان تو را نمی دانم چرا که من تُرک هستم و تو هندویی هستی."

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
یزدان در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۴۵ نوشته:

دوستانی که فکر میکنند مولانا گفته است من ترکم به بیت توجه کنند مصراح اول موقوف المعانیه ینی در مصراح اول میگه مثل این میمونه که یکی بگه و در ادامش در مصراح دوم میگه من ترکم و تو هندویی و زبون تورو نمیفهمم ینی در کل از زبون سوم شخص داره صحبت میکنه و ربطی با خودش نداره

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حسینی در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۲۶ نوشته:

صراحتا میگه من ترکم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.