گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

از این پستی به سوی آسمان شو

روانت شاد بادا خوش روان شو

ز شهر پرتب و لرزه بجستی

به شادی ساکن دارالامان شو

اگر شد نقش تن نقاش را باش

وگر ویران شد این تن جمله جان شو

وگر روی از اجل شد زعفرانی

مقیم لاله زار و ارغوان شو

وگر درهای راحت بر تو بستند

بیا از راه بام و نردبان شو

وگر تنها شدی از یار و اصحاب

به یاری خدا صاحب قران شو

وگر از آب و از نان دور ماندی

چو نان شو قوت جان‌ها و چنان شو

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

.. در ‫۲ سال قبل، یک شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۰۸ نوشته:

پاش بر خاک است، سر بر آسمان
رهرو عاشق، مثال نردبان
جمله اجزایش نشان، خود بی‌نشان!
سوی حق ره می‌نماید بی‌زبان..

ن.ت

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سلما در ‫۲ سال قبل، یک شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۱۳ نوشته:

وگر از آب و از نان دور ماندی
چو نان شو قوت جان‌ها و چنان شو
اعتراضات بنزینی مردم گرفتار و مفلوک
و گوش ناشنوای مسئولین مرفه و بی درد.
آبان 1398

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.