گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ای که به هنگام درد راحت جانی مرا

وی که به تلخی فقر گنج روانی مرا

آن چه نبردست وهم عقل ندیدست و فهم

از تو به جانم رسید قبله ازانی مرا

از کرمت من به ناز می‌نگرم در بقا

کی بفریبد شها دولت فانی مرا

نغمت آن کس که او مژده تو آورد

گر چه به خوابی بود به ز اغانی مرا

در رکعات نماز هست خیال تو شه

واجب و لازم چنانک سبع مثانی مرا

در گنه کافران رحم و شفاعت تو راست

مهتری و سروری سنگ دلانی مرا

گر کرم لایزال عرضه کند ملک‌ها

پیش نهد جمله‌ای کنز نهانی مرا

سجده کنم من ز جان روی نهم من به خاک

گویم از این‌ها همه عشق فلانی مرا

عمر ابد پیش من هست زمان وصال

زانک نگنجد در او هیچ زمانی مرا

عمر اوانی‌ست و وصل شربت صافی در آن

بی تو چه کار آیدم رنج اوانی مرا

بیست هزار آرزو بود مرا پیش از این

در هوسش خود نماند هیچ امانی مرا

از مدد لطف او ایمن گشتم از آنک

گوید سلطان غیب لست ترانی مرا

گوهر معنی اوست پر شده جان و دلم

اوست اگر گفت نیست ثالث و ثانی مرا

رفت وصالش به روح جسم نکرد التفات

گر چه مجرد ز تن گشت عیانی مرا

پیر شدم از غمش لیک چو تبریز را

نام بری بازگشت جمله جوانی مرا

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محسن چاوشی » تک آهنگ های محسن چاوشی » بیست هزار آرزو

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۴۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

وحیده ایراندوخت در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۳۷ نوشته:

در بیت دهم " عمر اوانی ست و وصل شربت صافی در آن" تصحیح شود به صورت "عمر اوانی و وصل شربت صافی در آ،" زیرا چه به لحاظ معنی و چه به لحاظ وزنی درست تر است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مجتبی در ‫۲۶ روز قبل، جمعه ۲ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۵۵ پاسخ داده:

ثبت این بیت ایرادی ندارد و مطابق نسخۀ استاد فروزانفر است مگر اینکه به نسخۀ بهتری استناد شود.

برای تصحیح وزن شعر کافیست اوانی‌ست را هنگام خواندن اوانیس خواند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مریم در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۷:۴۴ نوشته:

سلام. پیشنهاد میکنم به منظور روخوانی درست برای برخی کلمات اعراب گذاشته شود.
ضمنا واژه"ازانی" به چه معناست? در واژه یاب هم یافت نشد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

... در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۰۵ نوشته:

مریم بزرگوار
«ازانی» یک کلمه نیست، در واقع باید «از آنی» خونده بشه.
«قبله از آنی مرا» به این معنی که «از آن، قبله ای مرا».
مفهوم کل بیت هم به عرفان شهودی مولوی اشاره می کنه و میگه هرچند عقل و وهم و فهم راهی به سوی تو پیدا نکرد، اما با جانم راهی به تو یافتم.
من فکر می کنم در مورد «از آن» دو امکان وجود داره. اول اینکه از آنجایی که با جانم به تو راه یافتم، تو را شناختم و قبله ام قرار دادم. در این تعبیر، «از آن» به مفهوم علیت اشاره می کنه و میگه به این علت قبله ام شدی.
احتمال دوم اینکه از طریق عقل و وهم و فهم راهی به سوی تو نبود و این حواس نمی تونن قبله باشن، ولی از طریق جان میشه به تو رسید و قبله از آنی مرا به مفهوم قبله از طریق جانی مرا. در واقع قبله به مفهوم راهی به سمت معشوق و «آن» ضمیری که مرجعش جان هست.
تعبیر دوم به نظر خودم هنری تر هست، ولی تعبیر اول هم میتونه مورد نظر باشه.
از نظرات دوستان هم استفاده می کنیم اگه برداشت های دیگه ای داشتن.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مریم در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، چهار شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۲۷ نوشته:

ممنون ار توضیحات تون. بله بااین تعریف گردانندگان گنجور باید در رعایت فاصله بین کلمات و املای درست خیلی دقت کنند تا افراد کم اطلاعی چون من بهتر از خواندن شعر بهره ببرند.با سپاس

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

وفایی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۸ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۳۱ نوشته:

معنی بیت دوم :
آنچه که در وهم و خیال نمی گنجد ، عقل و فهم هم به ادراک آن نمی رسد ، از سوی تو به جان من رسید و الهام شد . از آن جهت است که تو را قبله خودم قرار داده ام .
ازان = از آن = از آن جهت ، بدان سبب
به این دلیل تو قبله من هستی که آن حقایق و اسرار الهی که نه در وهم و خیال می گنجد و نه عقل و فهم می تواند آنرا درک کند ، از جانب تو به جان من تابید .
اشاره به این حقیقت دارد که راه شناخت خداوند با عقل و فکر و اندیشه و وهم و خیال نیست . بلکه باید با جان به سوی شناخت و نزدیکی خداوند گام برداشت و زمانی انسان حقیقت را در می یابد که نور اشراق بر جان او تابیده باشد .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

کریم در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، پنج شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۱۴ نوشته:

درود بر محسن چاووشی که به مخزن بزرگ گنجینه مولانا دست یافته و اشعار زیبای او را به گونه ای می خواند که مولوی در سماع آنها را می سروده است و در چشم شنونده اشک و در دل او طرب می انگیزد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

یوسف در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، پنج شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۵۲ نوشته:

محسن چاوشی عزیز با قطعه «بیست هزار آرزو» لذت این شعرِ ناب رو صد چندان کرده.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

محمد در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، پنج شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۵۳ نوشته:

سلام و درود،
اقای محسن چاوشی این شعر رو در آهنگ بیست هزار آرزو خوندند. منتها من تفاوتهایی در خوانش ایشون با این متنی که اینجا هست میبینم. مثلا اینجا نوشته: ''در هوسش'' اما ایشون ''در هوسِ'' می خونند. یا ''ز جان:'' که ایشون ''به جان:' می خونند. سوالم این هست که این تفاوتها صرفا مربوط به نسخه های مختلف هست یا ایشون دچار خوانش اشتباه شدند ؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

فرید در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، پنج شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۱۰ نوشته:

"بیست هزار" آرزو بود مرا پیش از این...
سوالی از خدمت عزیزان داشتم. حضرت، "بیست هزار" را به چه عنوان آورده است؟
اشاره به موضوع خاصی دارد؟ از آنجایی که ایشان کلمه ای را بدون در نظر داشتن هدفی خاص، در ابیات خود قرار نداده اند، برای بنده هنوز استفاده از این کلمه در ابهام قرار دارد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مهناز ، س در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، پنج شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۵۲ نوشته:

گرامی فرید
بیست هزار آرزو ، به گمانم قید کثرت است ، مبالغه ی لفظی ست
مثل اینکه می گوییم هزار بار گفتم ، یا صد هزار بار این راه را رفتم ، ولی فقط چند بار گفته ایم و رفته ایم.
مانا باشی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

شهاب در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، پنج شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۳۲ نوشته:

محسن بازم ترکوند
ممنون حضرت مولانا ..... ممنون محسن جون ان شاالله صد سال زنده باشی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

فرید در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۰۱ نوشته:

" مهناز ، س"
سپاس از توجه شما به سوال بنده

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

فرزانه در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دو شنبه ۸ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۶:۵۲ نوشته:

جناب مولانا این شعرش مثل همه اشعارش بینظیره آقای چاوشی هم با خوندنش لذتشو چند برار کردن مرسی حضرت مولانا به خاطر سرودن این شعر زیبا و محس چاوشی عزیز که عالی خوندن

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

آرزو در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۱۱ نوشته:

سجده کنم من ز جان روی نهم من به خاک
گویم از این‌ها همه عشق فلانی مرا
معنی این بیت چیه؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

شروین در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دو شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۵۱ نوشته:

با جان و دل سجده میکنم و سر به خاک می نهم و از همه اینها میخواهم عشق فلانی برای من باشد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

حمیدرضا در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۳۲ نوشته:

کلمه امانی در بیت یازدهم؛ جمع امنیه به معنای آرزوست نه به معنای امان و امنیت. یعنی قبلا آرزوهای درو ودراز و زیاد داشتم ولی در هوس معشوق دیگر هیچ خواسته و آرزویی برایم باقی نمانده است جز خود معشوق.
ظاهرا محسن چاووشی این کلمه را به طور صحیح نمیخواند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

فرهنگ در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳۰ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۵۷ نوشته:

آرزو جان
معنی اون بیت در تکمیل بیت قبل هست می‌فرماید اگر خداوند از روی کَرَم بخواهد تمامی مُلک‌ها و گنجهای روی زمین را به من ببخشد من سجده می‌کنم و میگویم از این ها همه، همان عشق فلانی (عشق حضرت حق) برایم کفایت می‌کند . در غزل دیگر فرموده:
سودای آن ساقی مرا
باقی همه آنِ شما

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

عبدالقدیر در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۹ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۱۶ نوشته:

باید اعتراف کنم که شور و عشق حقیقی که چاوشی از گنچ نهان مولوی بر افتاب می افگند از چندی بدین سو مرا به سمت این انتخاب ها و اجراات طرب انگیز و هنر مندانه کشانده برای همه کسانی که ادبیات کهن و عرفان سرمدی پیشینیان مان را با هنر خود روح تازه ای می بخشند توفیق روز افزون تمنا دارم
صالحی - هرات افغانستان

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مرتضی در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۷:۳۵ نوشته:

ممنون حمیدرضا از نظرت در مورد امانی.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مهدی در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۰۱ نوشته:

ممنون از توضیحات همه ی دوستان

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مرتضی در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۶ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۶:۲۸ نوشته:

اگر هر روز یک آرزوی خود را بخورد بیست هزار آرزو معادل پنجاه- شصت سال می شود معادل یک عمر که سالک در این راه قدم می زند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

سمیرا در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۸ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۱۲ نوشته:

سلام دوستان،معنی این بیت چیست:
از مدد لطف او ایمن گشتم از آنک
گوید سلطان غیب لست ترانی مرا
معنی کلمه «لست» درینجا و همچنین «ترانی» چیست؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

Elena در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۷ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۵:۱۴ نوشته:

از مدد لطف او ایمن گشتم از آنک
گوید سلطان غیب لست ترانی مرا
گوهر معنی اوست پر شده جان و دلم
اوست اگر گفت نیست ثالث و ثانی مرا

معنی لست ترانی, ثالث و ثانی را درک نکرده ام. ممنون میشم دوستان کمک کنند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

Elena در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۷ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۵:۱۸ نوشته:

همچنین معنی؛
در گنه کافران رحم و شفاعت تو راست
مهتری و سروری سنگ دلانی مرا
باتشکر

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

بابک چندم در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۷ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۳۸ نوشته:

Elena و سمیرای گرامی،
-"لست ترانی" را مطمئن نیستم که چه معنی می دهد، به فرهنگ معین سرزدم و دیدم که :
1-لَست یعنی محکم، قوی
(ولی در "لست ابالی" لست را عربی دانسته و آنرا "لست (و) ابالی" به معنای لاابالی یا بی باک. آورده..)
2-"تَرا" یعنی دیوار بلند، مانند دیوار کاخ شاهان، دژ و قلعه
"نی" در اینجا یعنی تو هستی، تو باشی
اگر که گمانم درست باشد، لَست-تَرا-نی به معنای:" تو دیوار بلند و مستحکمی" است...
آنزمان می گوید:
پیش از آنکه سلطان غیب مرا چون دیوار مستحکم سرای خود گزیند، به لطف او ( که او یقیناً اشاره به شمس است) از آن فراتر رفتم، یعنی که از دیوار سرای سلطان نیز فراتر رفته و به خود سلطان غیب نزدیکتر شدم...
-"گوهر معنی اوست، پَر شده جان و دلم
اوست اگر گفت نیست، ثالث و ثانی مرا"
به جای پُر، پَر بخوانید یعنی که جان و دلم به پرواز در آمده...
و بعد می گوید:اگرچه که او خود می گوید که اینچنین نیست ولی او برای من دوم و سوم نیز هست، اشاره به آنکه همه چیز من است، از اول تا آخر...
-"در گنهِ کافران رحم و شفاعت توراست
مهتری و سروریِ سنگدلانی مرا"
برای گناهکاران تو رحیم و شافعی، یعنی بر آنان نیز لطف و کرم داری...
و حتی برای سنگدلان نیز ِمِهتری یا بزرگی، یعنی آنان راتحت نظر و مراقبت داری، چرا که سرور آنانی...
(در اینجا نمی گوید که تو بزرگترین و سرورِ سنگدلانی، بلکه همانی که در بالا آوردم)
پرسشتان برای امتحان و درس و مدرسه است؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

بابک چندم در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۷ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۱۰ نوشته:

باری،
این از قلم افتاد:
اگر که "لَست و ترانی" باشد، به معنای "لا" بر مبنای "لست و ابالی" که در بالا آمد، آنگاه سلطان غیب می گوید که "تو دیوار بلند سرای من نیستی"...
پس به لطفِ مدد او (شمس) ایمن شدم پیش از آنکه سلطان غیب مرا بخواند که "دیوار بلند سرای من نیستی"...یعنی که او سپر بلای من شد تا سلطان غیب مرا از خود دور نکند...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

بابک چندم در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۷ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۱۲ نوشته:

بخش اول دربند شد، و دومی آزاد!...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

امیر در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۵:۰۹ نوشته:

سلام به مولانای عزیز ؛سلام به محسن چاووشی و سلام به تمام کسانی که از این چشمه عشق مینوشند؛ممنون میشم معنی بیت چهارم رو دوستان خوش ذوق و اهل فن بیان کنند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

Elena در ‫۴ سال قبل، سه شنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۵۲ نوشته:

سپاس فراوان از جناب بابک عزیز که با صرف وقت و حوصله پاسخ کامل دادند. من دانش آموز نیستم. خارج از ایران هستم و دستم کوتاه از استادان خوب انجا.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مرتضی در ‫۴ سال قبل، سه شنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۱۶ نوشته:

به نظر حقیر لست ترانی می تواند تلمیحی باشد به آیه قرآن که موسی به خدا گفت پروردگارا خود را نشان بده تا در تو بنگرم خدا در پاسخ گفت لن ترانی یعنی هرگز مرا نمی بینی اینجا مولوی می گوید لست ترانی یعنی نیستی که ببینی که اشاره ای به نیستی و فنا نیز دارد نهایت مقصد سلوک که سالک از همه آفات دار خلق ایمن می شود.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

Elena در ‫۴ سال قبل، پنج شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۴۵ نوشته:

دوست عزیز مرتضی, زیبا گفتند و درست.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

نازنین در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۲ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۱۷ نوشته:

سلام :)) ممنون میشم اگه بگید دفتر چندمه

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

فرزام در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۹ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۳۰ نوشته:

در فرهنگ عرفان، انسان اسیر و گرفتار فکر که به جسم و تن و نفس هم تعبیر میشه هست و تن یا جسم هزاران آرزو و خیال. داره که باعث میشه دل یا روح نتونه ارتباط با معنا و لذات واقعی داشته باشه، بیست هزار آرزو طعنه به این موضوعه
در مورد اینکه مولانا عاشق شمس باشه و این اشعار رو صرفا در فراق اون خونده باشه من گمان نمیکنم ولی شمس رو مستمسک سرودن این ابیات کرده باشه که عشق رو نشون بده موافقم چرا که امکان نداره شخص به درجه بالا از عرفان برسه و پس از درک معنا بازهم گرفتار عشق دنیوی یا شخص دنیوی و مادی قرار بگیره در تمام بیت ها وضع و حال شخص رو در صورت رسیدن به معنا. رو شرح میده و بزرگی و عظمت باری تعالی را،گرچه در بیت دوم توضیح میده که قابل توصیف هم نیست چرا که در فهم و ادراک نیست بلکه با اسبابی دیگر باید شناخت در بیت هفتم این راه رسیدن ذو لطف خدا میدونه که او اگر بخواد این اتفاق بیافته با جمله ای (که احتمالا از شمس شنیده)میتونه سبب بشه در بیت بعدی نحوه عبادت در صورت رسیدن و یا درک معنا رو توضیح میده که سجده با جان هست و با این طریق یعنی جانانه عبادت کردن نه سجده و عبادت خالی میگم که عاشق تو هستم در مورد عمر اوانی ،عدم وجود شیره و عصاره لازم جهد وصل باید وجود داشته باشد وگرنه با رنج بدنی بردن توسط نماز و عبادات بدون وجود عصاره لازم فقط رنج بیهوده ای خواهد بود و در ابیات ماقبل آخر نیز نحوه وصال را عدم التفات روح به جسم میداند ووصال توسط روح یا دل امکانپذیر بوده هرچند که جدا شدن از تن و جسم باعث آشکار شدن این موضوع گردید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

فرزام در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۹ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۴۹ نوشته:

در عرفان واقعی چه شرقی و چه غربی آموزش هایی که داده میشه بیشتر رو این موضوع هست که چطور سیطره فکر (بهر قسمی میشه تعبیرش کرد مثل آرزو، خیال، جسم و...) را از دل یا همان روح جدا کرد پ این امر به تنهایی امکانش بسیار کم و نادر هست حتما راهنما و مرشدی لازم داره که خودش این مدارج رو طی کرده باشه و حاضر به اینکار نیز باشه در مورد مولانا اینکار آموزش توسط شمس گرفته میشه و احتمالا شمس تکیه بیش از حد مولانا رو به خودش میبینه و یک دوره ای تنهایش میذاره سپس مراجعه نموده و ادامه رو پی میگیره
مولانا بزبان صریح و واضح تر و یا عوامانه تری میتونسته نسبت به شمس توضیح بده و در بسیاری مواقع که برخی از شمس سوالی میکردند شمس میگفته مولانا تو بگو

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

علی در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، دو شنبه ۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۵۴ نوشته:

با سلام و درود فراوان و تشکر از سایت گنجور
می خواستم ببینم این درست تر نیست :
در رکعات نماز هست خیال تو باز
یا
بیست هزار آرزو بود مرا پیش از او ؟
چون من یه نسخه قدیمی دارم اینجوری نوشته توش
با سپاس

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مبینا در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۳۲ نوشته:

با سلام خدمت دوستان هنرمندم
در خصوص واژه "لست ترانی" آنچه به ذهن بنده خطور کرد اشاره به کلام خداوند در قرآن کریم خطاب به موسی کلیم الله(ع) است: واژه " لن ترانی" به معنای آنکه هرگز مرا نخواهی دید. اینجا مولوی میفرماید با دیدن تو از این مرحله که" هرگز مرا نخواهی دید" هم گذر کردم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

نرگس در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۵۹ نوشته:

کاش یکبار معنی کامل هر شعر را میگذاشتید، شاید همه فرصت کافی برای تامل و کنکاش نداشته باشند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

محمد صابری منش در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۴۳ نوشته:

دوستان من مفهوم کی بفریبد شها دولت فانی مرا را متوجه نمیشم ممنون میشم اگر کسی بگه

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

محمد صابری منش در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۴۴ نوشته:

دوستان من مفهوم کی بفریبد شها دولت فانی مرا را متوجه نمیشم ممنون میشم یکی بگه

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

بابک چندم در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۴۰ نوشته:

@محمد صابری منش،
کِی بفریبد شها؟ دولت فانی مرا...
"دولت"یعنی اقبال، سعادت. دولتِ فانی یعنی اقبال و سعادت ناپایدار (هرآنچه که به فنا یا نیستی میرود)... اشاره او به جهان هستی است که هر آنچه هم که در آن خوش یمن و پرسعادت است عاقبت نیست شده و از میان می رود.
در این مصرع از شَه می پرسد که جهان هستی و فانی کِی می تواند او را بفریبد زمانی که از لطف و کرم او (همان شه) مولوی به بقا (جاودان بودن، خارج از بعد هستی) می نگرد...خلاصه تر آنکه: جهان مادی و تمام اجزایش به فنا می روند و می باید به آنچه که فنا ندارد (بقا) روی آورد...
@مبینا
وصف العیش نصف العیش،
اگر که شاعر هدفش راحت بودن مخاطب در فهم بیان بود یقیناً به نثر ساده می نوشت و نه نظم...زمانی که خواننده همان تامل و کنکاشی را فرمودید به کار برد آنگاه گویی زمین و زمان می ایستند و درک معنی و شیرینی آن صد چندان می شود...
توصیه من به شما که راه راحت را انتخاب نکنید و در تامل و کنکاش کوشا باشید...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

بابک چندم در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۴۲ نوشته:

پوزش،
@خانوم نرگس به جای مبینا

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

۸ در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۴۱ نوشته:

لست ترانی همان " لن ترانی " است و نیاز به انواع احتمالات ندارد
در مصراع نخست واژه " ایمن " و داستان موسا که میخواست یهوه را ببیند و او پاسخش داد : "لن ترانی"
نمی توانی مرادید، همه چیز را روشن کرده است
شمس رفته است و روی نشان نمی دهد و جنابشان
ویرا با یهوه کلیمیان برابرکرده است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مصطفی در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۴۳ نوشته:

ممنون از سایت و نظرات همه خوانندگان علی الخصوص اونهایی که با دقت پاسخ بقیه را میدهند.
باز هم میگم ما کجا و مضامین بلند عرفانی کجا.دم همه عرفا و انسان های واقعی از ازل تا ابد گرم و دم محسن چاوشی صاحب سبک و خوش ذوق گرم که باز هم همه مون رو به وجد آورد و راه را بر آشنایی با این مضامین برامون باز کرد.خدا همه تون رو خیر بده و به برخی ملا نماها هم یاد بده که این قد رنگن موسیقی چنان و چنینه .یه کم سر عقل بیان ایشاله

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

جوادزاده در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۲۳ نوشته:

از کرمت من به ناز می‌نگرم در بقا
کی بفریبد شها دولت فانی مرا
شاعر میفرماید : الهی در اثر لطف و کَرَمی که تو به من فرموده ای چنان مقام بلند وحال ارزشمندی یافته ام که به زندگی دنیوی (بقا) با بی اعتنایی و با دیده ی ناز نگاه میکنم (به ناز مینگرم در بقا) بعبارت دیگر : اگر دنیا به طالبانش ناز میکند و با سختی و اکراه به چنگشان می افتد اما من این رابطه خواهش و ناز را مغلوبه کرده ام و در اثر لطف و کرم تو بجایی رسیده ام که بجای اینکه من ناز دنیا را بکشم او ناز مرا میکشد و من به او بی اعتنایی میکنم. پس با این وجود ای پادشاه ملک وجود (شها) ، چگونه دولت فانی این دنیا میتواند مرا فریب بدهد؟ کی بفریبد شها دولت فانی مرا؟ یعنی به یقین هرگز پس از این فریب ظواهر دنیا را نمیخورم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

محمد در ‫۲ سال قبل، دو شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۳۲ نوشته:

معنی مصراع:(گوید سلطان غیب لست ترانی مرا) طبق آنچه که من می دانم اشاره به داستان حضرت موسی در زمانیکه از خدا برای نشان دادن و آشکار ساختن خدا درخواست کرد و پروردگار با نشانه ای گفت که تو نمی توانی مرا ببینی.سلطان غیب اشاره به خدا دارد و لست ترانی هم به معنای آن است که تو نمی توانی مرا ببینی،و مولانا در این مصراع و مصراع قبل از این می خواهد بگوید که به لطف و مرحمت تو من از درخواست آشکار ساختن تو در امان ماندم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

کیوان پارسائی در ‫۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۳۵ نوشته:

آقای چاوشی و آهنگ ساز مربوطه قطعه زیبایی ارائه داده اند و این شعر واقعا" باید با همین شور و حال خاص خوانده شود. ولی کاش کسانی که می خواهند آهنگ های بر مبنای اشعار عارفانه بخوانند اول تحقیقی انجام داده و از اساتید ادبیات معنی شعر را بیاموزند. متاسفانه ایشان یک مصرع را اشتباه می خوانند:
"در هوس خود نماند هیچ امانی مرا" کاملا" غلط است و همانطور که دوستان اشاره کرده اند "امان" اینجا به معنی " امنیت و آسایش" نیست بلکه به معنی "آرزو" است.
دوستانی که با قرآن بیشتر مانوس هستند حتما" این کلمه عربی را در هنگام خواندن قرآن به گوششان خورده است: در آیه 111 سوره بقره ... تِلْکَ أَمَانِیُّهُمْ .... یعنی این آرزوی آنها است ...
و معنی بیت هم این است که قبلا" من بیست هزار آرزو داشتم (کنایه از هزاران آرزو) لیکن از وقتی که هوس او (هوسش) در سرم افتاد دیگر به جز وصال او هیچ آرزوی دیگری در سرم نماند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مرتضی در ‫۸ ماه قبل، سه شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۱۴ نوشته:

گوهر معنی اوست پر شده چان و دلم اوست اگر گفت نیست ثالث و ثانی مرا
در مصرع دوم اوست اشاره به شمس دارد و نیست ثالث و ثانی مرا اشاره به خداوند که برای او دوم و سومی وجود ندارد و واحد است و در این مصرع مولانا ، شمس تبریزی را تا مقام خداوندی بالا میبرد و میگوید او(شمس) کسی است که گفت من احد هستم و برای من دوم و سومی نیست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.