گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

عاشقا دو چشم بگشا چارجو در خود ببین

جوی آب و جوی خمر و جوی شیر و انگبین

عاشقا در خویش بنگر سخره مردم مشو

تا فلان گوید چنان و آن فلان گوید چنین

من غلام آن گل بینا که فارغ باشد او

کان فلانم خار خواند وان فلانم یاسمین

دیده بگشا زین سپس با دیده مردم مرو

کان فلانت گبر گوید وان فلانت مرد دین

ای خدا داده تو را چشم بصیرت از کرم

کز خمارش سجده آرد شهپر روح الامین

چشم نرگس را مبند و چشم کرکس را مگیر

چشم اول را مبند و چشم احول را مبین

عاشقان صورتی در صورتی افتاده‌اند

چون مگس کز شهد افتد در طغار دوغگین

شاد باش ای عشقباز ذوالجلال سرمدی

با چنان پرها چه غم باشد تو را از آب و طین

گر همی‌خواهی که جبریلت شود بنده برو

سجده‌ای کن پیش آدم زود ای دیو لعین

بادیه خون خوار اگر واقف شدی از کعبه‌ام

هر طرف گلشن نمودی هر طرف ماء معین

ای به نظاره بد و نیک کسان درمانده

چون بدین راضی شدی یارب تو را بادا معین

چون امانت‌های حق را آسمان طاقت نداشت

شمس تبریزی چگونه گستریدش در زمین

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

بهروز در ‫۵ سال قبل، جمعه ۲۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۴۶ نوشته:

زیباست:
شاد باش ای عشقباز ذوالجلال سرمدی
با چنان پرها چه غم باشد تو را از آب و طین

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سپیده در ‫۴ سال قبل، پنج شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۵۲ نوشته:

این غزل در دیوان شمس تصحیح استاد شفیعی کدکنی نیست.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
گمنام-۱ در ‫۴ سال قبل، پنج شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۰۷ نوشته:

سپیده جان،
خوشا و خرما که در گزیده شفیعی نیست!!!
غزل نمی نماید و زبان آن آزار دهنده است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.