گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

هست عاقل هر زمانی در غم پیدا شدن

هست عاشق هر زمانی بیخود و شیدا شدن

عاقلان از غرقه گشتن بر گریز و بر حذر

عاشقان را کار و پیشه غرقه دریا شدن

عاقلان را راحت از راحت رسانیدن بود

عاشقان را ننگ باشد بند راحت‌ها شدن

عاشق اندر حلقه باشد از همه تن‌ها چنانک

زیت را و آب را در یک محل تنها شدن

و آنک باشد در نصیحت دادن عشاق عشق

نیست او را حاصلی جز سخره سودا شدن

عشق بوی مشک دارد زان سبب رسوا بود

مشک را کی چاره باشد از چنین رسوا شدن

عشق باشد چون درخت و عاشقان سایه درخت

سایه گر چه دور افتد بایدش آن جا شدن

بر مقام عقل باید پیر گشتن طفل را

در مقام عشق بینی پیر را برنا شدن

شمس تبریزی به عشقت هر کی او پستی گزید

همچو عشق تو بود در رفعت و بالا شدن

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سیامند صالح پور در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، دو شنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۶:۳۸ نوشته:

به نظر می رسد صورت صحیح بیت دوم چنین باشد:
عاقلان از غرق گشتن در گریز و برحذر
عاشقان را کار و پیشه غرقه ی دریا شدن

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
Shakiba در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۲۰ نوشته:

سلام. معنی دو بیت آخر را لطف میکنید توضیح بدهید.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مهناز ، س در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، یک شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۰۴:۵۵ نوشته:

گرامی شکیبا
بر مقام عقل باید پیر گشتن طفل را
در مقام عشق بینی پیر را برنا شدن
شمس تبریزی به عشقت هر کی او پستی گزید
همچو عشق تو بود در رفعت و بالا شدن
میگوید : وقتی سخن از عقل است هر ناپخته ای باید پخته شود
ولی زمانی که بحث عشق است هر پیر پخته ای جوانی می کند
در بیت دوم می گوید : ای شمس ، هر که در مقابل عشق تو سر تعظیم فرود آورد مانند عشق والای تو بلند مرتبه است
مانا باشی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حمید رضا۴ در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۱۸ نوشته:

انسان زنده همواره در حال استفاده از عقل است، یا به درستی یا به نادرستی.
بدون استفاده درست از عقل، عاشق بودن ممکن نیست.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
لیلا در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۲۰ نوشته:

با سلام و احترام
لطفا این بیت را توضیح می فرمایید:
عشق باشد چون درخت و عاشقان سایه درخت
سایه گر چه دور افتد بایدش آن جا شدن
ممنونم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
nabavar در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۳۱ نوشته:

گرامی لیلا
عشق باشد چون درخت و عاشقان سایه درخت
سایه گر چه دور افتد بایدش آن جا شدن
می گوید : عاشق مانند سایه ی درختِ عشق است ، اگر ازعشق خود دور افتاد اجباراً به عشق بر می گردد.
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.