گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

من رسیدم به لب جوی وفا

دیدم آن جا صنمی روح فزا

سپه او همه خورشیدپرست

همچو خورشید همه بی‌سر و پا

بشنو از آیت قرآن مجید

گر تو باور نکنی قول مرا

قد وجدت امراه تملکهم

اوتیت من کل شیء و لها

چونک خورشید نمودی رخ خود

سجده دادیش چو سایه همه را

من چو هدهد بپریدم به هوا

تا رسیدم به در شهر سبا

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

هنگامه حیدری در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۲۴ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۳۸ نوشته:

در بیت چهارم می فرماید:
قد وجدت امراه تملکهم
اوتیت من کل شی و لها
این بیت برداشتی است از آیه 23 سوره نمل آنجا که هدهدبرای حضرت سلیمان بلقیس ملکه سبا را توصیف می کند:
إِنِّی وَجَدتُّ امْرَأَةً تَمْلِکُهُمْ وَأُوتِیَتْ مِن کُلِّ شَیْءٍ وَلَهَا عَرْشٌ عَظِیمٌ ﴿23﴾
من [آنجا] زنی را یافتم که بر آنها سلطنت می‏کرد و از هر چیزی به او داده شده بود و تختی بزرگ داشت (23)
بیت بعد ادامه همان توصیفات هدهد است که می گوید ایشان خورشید را سجده می کردند و الخ

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.