گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

با آن سبک روحی گل وان لطف شه برگ سمن

چون او ببیند روی تو هر برگ او گردد سه من

ای گلشن تو زندگی وی زخم تو فرخندگی

وی بنده‌ات را بندگی بهتر ز ملک انجمن

گفتی که جان بخشم تو را نی نی بگو بکشم تو را

تا زنده‌ای باشم تو را چون شمع در گردن زدن

زاهد چه جوید رحم تو عاشق چه جوید زخم تو

آن مرده‌ای اندر قبا وین زنده‌ای اندر کفن

آن در خلاص جان دود وین عشق را قربان شود

آن سر نهد تا جان برد وین خصم جان خویشتن

ای تافته در جان من چون آفتاب اندر حمل

وی من ز تاب روی تو همچون عقیق اندر یمن

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

فضه در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۰۰ نوشته:

چون او ببیند روی تو هر برگ او گردد سه من.....من یعنی همان واحد اندازه گیری وزن ؟؟؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

فضه در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۰۹ نوشته:

تا زنده ای باشم تو را چون شمع در گردن زدن یعنی اینکه همان طور که شمع گردنش می رود یعنی از طولش کم می شود و نتیجه ای روشنایی و به تعبیری زنده ماندن است ....من رو هم به همین شیوه گردن بزن و زنده کن

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.