گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ما همه از الست همدستیم

عاقبت شکر بازپیوستیم

ما همه همدلیم و همراهیم

جمله از یک شراب سرمستیم

ما ز کونین عشق بگزیدیم

جز که آن عشق هیچ نپرستیم

چند تلخی کشید جان ز فراق

عاقبت از فراق وارستیم

آفتابی درآمد از روزن

کرد ما را بلند اگر پستیم

آفتابا مکش ز ما دامن

نی که بر دامن تو بنشستیم

از شعاع تو است اگر لعلیم

از تو هستیم ما اگر هستیم

پیش تو ذره وار رقصانیم

از هوای تو بند بشکستیم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

فرزین در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، پنج شنبه ۹ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۵۰ نوشته:

این غزل غوغاست.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.