گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

آتشی نو در وجود اندرزدیم

در میان محو نو اندرشدیم

نیک و بد اندر جهان هستی است

ما نه نیکیم ای برادر نی بدیم

هر چه چرخ دزد از ما برده بود

شب عسس رفتیم و از وی بستدیم

ما یکی بودیم با صد ما و من

یک جوی زان یک نماند و ما صدیم

از خودی نارفته نتوان آمدن

از خودی رفتیم وانگه آمدیم

قد ما شد پست اندر قد عشق

قد ما چون پست شد عالی قدیم

پیشه مردی ز حق آموختیم

پهلوان عشق و یار احمدیم

بیست و نه حرف است بر لوح وجود

حرف‌ها شستیم و اندر ابجدیم

سعد شمس الدین تبریزی بتافت

وز قران سعد او ما اسعدیم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

روفیا در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۵۱ نوشته:

الحق و الانصاف از ناب ترین سروده های مولویست

 

همایون در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۲ دی ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۰۹ نوشته:

راه پهلوانی که ریشه در فرهنگ ایران دارد اکنون به زیبائی با عرفان و رازورزی انسان در هم می‌‌آمیزد
جلال دین فنا را در دوست تجربه می‌‌کند فنا شدن در دوست و جدا شدن از فردیت بزرگترین سعادت انسان است که با انسان صورت می‌‌گیرد
مکتب جلال دین فرضی و تئوری نیست بلکه او توانسته است آن را بیازماید و چندین بار نیز تکرار کند
و این پیام را به همه برساند که فنا یعنی‌ فنای در دوست که انسان است و هماهنگ شدن با دوست که انسان است نه هیچ پدیده موهوم دیگری، و خوش به سعادت آن کس که در زندگی‌ بتواند به این مهم دست یابد
جلال دین با وجود خود این امکان را برای همه پدید آورده است که اگر شانس این را ندارند که به یک دوست زنده برسند پس در دریای وجود او که زنده جاوید است غرق گردند
که این امکان از ابتدای آفرینش پدید آمده است ولی با شمس و جلال دین به زندگی‌ انسان رسیده و همگانی شده است
همان گونه که الف که بیاید بقیه حروف بدنبال آن می‌‌آید

 

دکتر محمد ادیب نیا در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۰۳ نوشته:

سلام آقا همایون
این کلمات؛ شمس الدین، جلال الدین،حسام الدین، نورالدین، جمال الدین، کمال الدین، نجم الدین، غیاث الدین، محی الدین و مانند اینها از القاب بزرگی بوده که بزرگان قدمای علم و ادب و عرفان به هر کس نمی دادند. گویا حکایت از مدارج علمی و مقامات عرفانی آنان می کرده است، پس چه خوب و شایسته است آنها را درست ادا کنیم و حق آن بزرگان را لااقل در گفتار رعایت نماییم... زنده و پایدار باشید.

 

همایون در ‫۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۵۷ نوشته:

با سپاس از توضیح و تصحیح شما جناب ادیب نیا، هدف پالایش نوشتار فارسی است، الف و لام عربی هیچ نقشی در زبان ما ندارد و میتوان آنرا حذف نمود و از ادامه یک روش قدیمی جلوگیری کرد، جلال دین دقیقن همان معنی جلال الدین به زبان عربی است، و تغییری در معنی پیش نمی آورد بلکه بر زیبایی نوشته می افزاید و از صورت عربی بیرون می آید.
هم نیک و هم بد در هستی هست چون هستی اصلن نیک و بد را جدا نمی کند، ماهم با نیک و بد کاری نداریم بلکه با نو و کهنه کار داریم
چرخ و روزگار که همان مذهب و حکومت است با تعریفِ نیک و بد همه توانایی ها و آفرینندگی ما را از ما دزدیده است،

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.