گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیم

دیده از روی نگارینش نگارستان کنیم

گر ز داغ هجر او دردی است در دل‌های ما

ز آفتاب روی او آن درد را درمان کنیم

چون به دست ما سپارد زلف مشک افشان خویش

پیش مشک افشان او شاید که جان قربان کنیم

آن سر زلفش که بازی می کند از باد عشق

میل دارد تا که ما دل را در او پیچان کنیم

او به آزار دل ما هر چه خواهد آن کند

ما به فرمان دل او هر چه گوید آن کنیم

این کنیم و صد چنین و منتش بر جان ماست

جان و دل خدمت دهیم و خدمت سلطان کنیم

آفتاب رحمتش در خاک ما درتافته‌ست

ذره‌های خاک خود را پیش او رقصان کنیم

ذره‌های تیره را در نور او روشن کنیم

چشم‌های خیره را در روی او تابان کنیم

چوب خشک جسم ما را کو به مانند عصاست

در کف موسی عشقش معجز ثعبان کنیم

گر عجب‌های جهان حیران شود در ما رواست

کاین چنین فرعون را ما موسی عمران کنیم

نیمه‌ای گفتیم و باقی نیم کاران بو برند

یا برای روز پنهان نیمه را پنهان کنیم

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

گروه سپهر » سپهر خوانی » ای خوش آن

محسن نامجو » از پوست نارنگی مدد » ابر اگر اسپاتیفای

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

بی نام در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۳۹ نوشته:

حافظ می گه:
شیر در بادیه عشق تو روباه شود
آه از این راه که در وی خطری نیست که نیست
"روبه" رو نهاد بگیرید و "شیر" رو مسند ("شیــــــر" رو کمی کشیده بخونید و بعد از "تو" اندکی مکث کنید) "نیست که نیست" رو بخونید نیست که نباشد
روباره در بادیه عشق تو شیر می شود، چه همه خطر در این راه هست که یک روباه رو می تونه در حد شیر پرورش بده و بالا ببره
مولوی می گه:
آفتاب رحمتش در خاک ما درتافته‌ست
ذره‌های خاک خود را پیش او رقصان کنیم
ذره‌های تیره را در نور او روشن کنیم
چشم‌های خیره را در روی او تابان کنیم
چوب خشک جسم ما را کو به مانند عصاست
در کف موسی عشقش معجز ثعبان کنیم
گر عجب‌های جهان حیران شود در ما رواست
کاین چنین فرعون را ما موسی عمران کنیم
درمیان اشکها پرسیدمش: خوش ترین لبخند چی ست؟
شعله ای در چشم تاریکش شکفت، موج خون بر گونه اش آتش فشاند
کفت: لبخندی که عشق سربلند وقت مُردن بر لب مردان نهاد
من ز جا برخاستم، بوسیدمش
(سایه)
عشق است ...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

ملیکا در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۵۴ نوشته:

پیشنهاد می کنم آهنگ (ابر اگر) محسن نامجو رو بشنوید که دو بیت از این شعر فوق العاده رو هم توی این آهنگ خونده

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

mehdi در ‫۳ سال قبل، جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۱۶ نوشته:

خوشا روزیکه شرایط پذیرائی خدا داشته واورا دعوت کنیم که تمام دردهایمانرا درمان میکند.چون بوصالش رسیدیم جان خود و یا مادیات را قربانی میکنیم و دربرابرش تسلیم هستیم و هرمشکلی را با اصل واحد یا قانونش حل میکنیم و نیم مطلب را گفتیم و مقداری نیز از رندان تا روز پنهان پنهان میکنیم .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

mehdi در ‫۳ سال قبل، شنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۵۰ نوشته:

چون به دست ما سپارد زلف ...معنی مهم وکلی اینکه خداوند میخواهد که ما راه واحد رسیدن و دل دادن به قانون واحد ویگانه اویعنی عشق ووحدت را بدانیم،که اگر دانستیم جانمان هم برایش میدهیم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مهرپویا در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۸ نوشته:

سلام.
واقعاً حیف و البته حیرت‌انگیز است در چنین تارنمایی، این گونه شعر مولانا در خواندن، ضایع شود!
سه اشتباه در خواندن این غزل هست. یکی را می‌شود نادیده
گرفت. «شاید» را در این مصراع خوب نخوانده‌اند: «پیش مشک افشان او شاید که جان قربان کنیم».
در این مصراع «تا» را نخوانده: «میل دارد تا که ما دل را در او پیچان کنیم»!!!
در این مصراع، اوج بی‌دقتی صورت گرفته: «کاین چنین فرعون را ما موسی عمران کنیم»
به شدت متعجبم کسی که بدیهیات وزن شعر را نمی‌داند، چه طور جرأت می‌کند و به خود اجازه می‌دهد شعر مولانا را بخواند! و از شما گردانندگان این تارنمای مهم نیز در شگفتم چرا هر چیزی را منتشر می‌کنید.
با احترام.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مهرپویا در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۴۲ نوشته:

یک نکته‌ی دیگر:
«موسی» را هم به‌تر است بر وزن «روسی» بخوانیم نه به صورت معروف (بر وزن «کوشا»). در موسیقی شعر مولانا، بسیار متفاوت است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مهدی در ‫۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۵۸ نوشته:

در لَت دوم از رج سوم این سروده:
"پیش مشک افشان او شاید که جان قربان کنیم" واژه "شاید" به چَم (معنی) "شایسته است" می باشد و نه "احتمالا"!!! چرا که از نگاه عرفانی جان را بدون درنگ و اندیشه باید فدای معشوق حقیقی و قربانی او کرد!.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

Alireza ‌ در ‫دیروز سه شنبه، ساعت ۱۴:۴۰ نوشته:

شاید به معنای (شایسته است) میباشد و نباید به لحنی که بر معنای (احتمال) دلالت بکند خوانده شود

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.