گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

عقل دریابد تو را یا عشق یا جان صفا

لوح محفوظت شناسد یا ملایک بر سما

جبرئیلت خواب بیند یا مسیحا یا کلیم

چرخ شاید جای تو یا سدره‌ها یا منتها

طور موسی بارها خون گشت در سودای عشق

کز خداوند شمس دین افتد به طور اندر صدا

پر در پر بافته رشک احد گرد رخش

جان احمد نعره زن از شوق او واشوقنا

غیرت و رشک خدا آتش زند اندر دو کون

گر سر مویی ز حسنش بی‌حجاب آید به ما

از ورای صد هزاران پرده حسنش تافته

نعره‌ها در جان فتاده مرحبا شه مرحبا

سجده تبریز را خم درشده سرو سهی

غاشیه تبریز را برداشته جان سها

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.