گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

تیز دوم تیز دوم تا به سواران برسم

نیست شوم نیست شوم تا بر جانان برسم

خوش شده‌ام خوش شده‌ام پاره آتش شده‌ام

خانه بسوزم بروم تا به بیابان برسم

خاک شوم خاک شوم تا ز تو سرسبز شوم

آب شوم سجده کنان تا به گلستان برسم

چونک فتادم ز فلک ذره صفت لرزانم

ایمن و بی‌لرز شوم چونک به پایان برسم

چرخ بود جای شرف خاک بود جای تلف

بازرهم زین دو خطر چون بر سلطان برسم

عالم این خاک و هوا گوهر کفر است و فنا

در دل کفر آمده‌ام تا که به ایمان برسم

آن شه موزون جهان عاشق موزون طلبد

شد رخ من سکه زر تا که به میزان برسم

رحمت حق آب بود جز که به پستی نرود

خاکی و مرحوم شوم تا بر رحمان برسم

هیچ طبیبی ندهد بی‌مرضی حب و دوا

من همگی درد شوم تا که به درمان برسم

 
حاشیه‌ها

تا به حال ۱۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امین کیخا در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۴۴ نوشته:

درست و فاش برای اموزاندن دیگران این شعر سروده شده است .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۵۵ نوشته:

من در واقع فرق بین اندو را می دانم ولی این iPad نامرد نمی داند !

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سعید در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۱۵ نوشته:

چرا در مصرع دوم بیت چهارم با اینکه از نظر وزنی مناسبتر بوده از "چونکه" استفاده نشده؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
نادر.. در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۱۷ نوشته:

آن شه موزون جهان عاشق موزون طلبد..

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
همایون در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۵۲ نوشته:

مطلع غزل و بیت دوم بطور تصادفی با این اصل علمی‌ جور است که اگر سرعت زیاد شود ماده نیست می‌‌گردد و به انرژی تبدیل می‌‌شود و تنها نور است که بیشترین سرعت را می‌‌تواند داشته باشد که در اینجا از پاره آتش استفاده شده است در حقیقت تفکر عرفانی جلال دین که راه کل نگری است از راهی‌ دیگر با تفکر علمی‌ که جزی نگر است همسو و هماهنگ است
به یاد دوست بسیار ارزنده و عارف و دانشمند دکتر نادر خلیلی می‌‌افتم که این بیت را بسیار دوست می‌‌داشت
خاک شوم خاک شوم تا ز تو سرسبز شوم - آب شوم سجده کنان تا به گلستان برسم
طرح ایشان در یک چالشی که ناسا برای مدل خانه سازی در کره ماه ترتیب داده بود برنده شد و مرکز cal earth را بنیاد نهاد
calearth.org و وقتی جشن مفصلی در هشتصدمین زادروز جلال دین داشتیم در ورودی آن این بیت را نصب کرده بود
و عقیده داشت که من با الهام از این بیت و استفاده از تکنیک معماری اشکانیان به این طرح رسیدم
و در سخنرانی خود نیز می‌‌گفت که :
کاملی گر خاک گیرد زر شود - ناقص ار زر برد خاکستر شود

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حکیم ابیانه در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۴۱ نوشته:

با سلام خدمت همایون خان و بقیه دوستداران فرهنگ و ادب ایران. چرا گفته اید بطور تصادفی این شعر حضرت مولانا با اصلی در فیزیک انطباق یافته است؟
بنظر بنده عرفا در اشراق خود به حقایقی توجهشان جلب شده است که با گسترش محدودی که در علوم آن زمان وجود داشت شاید توضیح و تفسیر آن مشاهدات برای آنان امری ناممکن بوده است و باز بنظر بنده این مشاهدات برای آنها در برابر آنچه اصل بوده است اهمیت چندانی نداشته است. فلذا در قالب اشعارشان گاهی به شرح دیده هایشان پرداخته اند. در بسیاری از اشعار عرفای ما چنین مواردی یافت میشود که دانشمندان این روزگار در چگونگی انطباق مفهوم آن اشعار با یافته های علوم جدید حیران مانده اند و بهمین دلیل شاید از اصطلاح تصادفی استفاده کرده و میکنند تا به شکلی بگویند آنها به چنین مفاهیمی دست رسی نداشته اند و اگر انطباقی وجود دارد از سر تصادف بوده است...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
همایون در ‫۳ سال قبل، چهار شنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۲۴ نوشته:

با سپاس از حکیم عزیز با توضیح بسیار با ارزش، آنچه می‌‌توان افزود این است که تصادف در امور روزمره، بی‌ ارزش و گاه منفی قلمداد می‌‌گردد ولی در عرفان و قلمرو رازورزی بسیار با ارزش است همانگونه که در زندگی‌ معمولی‌ و تجربی قانون حاکم است و استثنا‌ها از موارد کم اهمیت ا‌ند ولی در عرفان استثنا‌ها ا‌ند که ارزش‌ها را با خود می‌‌آورند و دیگر اینکه معنی‌‌های عرفانی نیازمند مصادیق تجربی نیستند آنگونه که تئوری‌های علمی‌ هستند بلکه درستی خود را از حسی درونی می‌‌گیرند
مثالی از زندگی‌ انسان، حس درونی ستایش در انسان است که با ستایش نور آغاز می‌‌گردد و سپس ستایش باران و همین طور تا ستایش بزرگی در وجود انسان گسترش می‌‌یابد و اینگونه معنی‌ بزرگی پدید می‌‌آید که نیازمند هیچ تصدیق علمی‌ و ریاضی نیست چرا که بزرگی در علم را تعداد صفر‌های زیاد در جلو یک عدد مشخص می‌‌کند که هرگز نمی تواند مصداقی بر معنی‌ بزرگی نزد انسان باشد
این غزل در حقیقت بزرگی نویی و فراخی میدان سخن را می‌‌رساند که در برابر آن، دانش و اندوخته ما بسیار ناچیز است و کسی‌ که به دانش خود گره خورده است مانند پیاده‌ای است که صحرایی بی‌ پایان را در می‌‌نوردد و کوله‌ای سنگین را نیز حمل می‌‌کند که همان اعتبار‌ها و ارزش‌ها و دیگر دست آورد هاست
در حالیکه این پهنه نیازمند اسبی سرکش و سواری چابک است، و این غزل راه و رسم گذار در آن را توصیف می‌‌کند
در جایی‌ دیگر می‌‌گوید تمام ذرات وقتی‌ پا به هستی‌ می‌‌گذارند لرزانند این از مبانی فیزیک کوانتوم است که ذرات بی‌ قرارند و حالتی میان موج و ذره ا‌ند ولی این قابلیت ویژه انسان است که پایانی بر این لرزنده بودن را در درون خود حس می‌‌کند و حساب خود را از آن یکسره جدا می‌‌سازد چون حسی گلستانه در درون خود دارد که خزان را به آنجا راهی‌ نیست و حسی موزونی در انسان هست که در هیچ پدیده‌ای دیگر در هستی‌ یافت نمی شود

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
جواد در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۶ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۵۸ نوشته:

سلام بر همه دوستان لطف میکنید تفسیرهای از این غزل ها عرض کنید با تشکر

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
نازنین جمشیدیان در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۷ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۳۷ نوشته:

چه نکات عجیب و بکری در این غزل هست ...
چرخ بود جای شرف
خاک بود جای تلف
که هر دو ویرانی ست باید از هر دو رد شد تا بر سلطان رسید ...
من همگی درد شوم ....
به امید رسیدن درمان ...
چقدر زیباست ...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امیر در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۸ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۳۰ نوشته:

درود به همگی
در مورد برخی تفاسیر علمی از شعر مذکور باید متذکر شوم بعنوان یه تحصیل کرده فیزیک
از بیت دوم استدلالی بابت هیچ اصل فیزیکی نمیتوان استخراج نمود
هیچ ماده ای با افزایش سرعت تبدیل به نور نمیشود
تنها فتون (نور) قابلیت سرعت نور یا تقریبان 300000 هزار کلیومتر در ثانیه دارد چون جرم در معنی علمیش صفر است
تمام اجرام مادی از خود طیفی از نور ساطع میکنند بنابرین ماده بخودی خود در طیفی خاص نورانیست
اصول علمی میبایست یا با شواهد و ازمایش یا با قواعد ریاضی و فیزیک ثابت شنوند در غیر این صورت فاقد هر گونه ارزش علمی هستند
از این شعر میتوان برداشتهای گوناگون نمود زیرا سرشار از ایهام تشبیاهت و غیرست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
میلاد در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۹ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۱۷ نوشته:

محسن چاوشی خیلی زیبا میتواند شعرهای کلاسیک را با آهنگ های امروزی در هم آمیزد.جای افتخار کردن دارد._آلبوم "قمارباز"_محسن چاوشی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
وحید اسدیان فعلی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۷ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۲۸ نوشته:

در اثری به نام دیوان شمس و باخ،به آهنگسازی جناب داوود آزاد هم این غزل استفاده شده.مربوط به اواسط دهه هشتاد هست.کاری بسیار شنیدنی و زیبا.پیشنهاد میدم دوستان بشنون

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
منیره در ‫۱ ماه قبل، چهار شنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۴۹ پاسخ داده:

شنیدم و لذت بردم. ترکیب مولانا و باخ همچنین با صدای رباب و آلات موسیقی سنتی افغانی برام جالب بود.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
رضا کرمان در ‫۱۲ روز قبل، یک شنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۰۶ نوشته:

با سلام 

        دوستان گرانقدر  در مورد بیت پنجم این غزل  شور انگیز اگر توضیح وتفسیری ارایه بفرمایید ممنون میشم  .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.