گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

بازآمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم

وین چرخ مردم خوار را چنگال و دندان بشکنم

هفت اختر بی‌آب را کاین خاکیان را می خورند

هم آب بر آتش زنم هم بادهاشان بشکنم

از شاه بی‌آغاز من پران شدم چون باز من

تا جغد طوطی خوار را در دیر ویران بشکنم

ز آغاز عهدی کرده‌ام کاین جان فدای شه کنم

بشکسته بادا پشت جان گر عهد و پیمان بشکنم

امروز همچون آصفم شمشیر و فرمان در کفم

تا گردن گردن کشان در پیش سلطان بشکنم

روزی دو باغ طاغیان گر سبز بینی غم مخور

چون اصل‌های بیخشان از راه پنهان بشکنم

من نشکنم جز جور را یا ظالم بدغور را

گر ذره‌ای دارد نمک گیرم اگر آن بشکنم

هر جا یکی گویی بود چوگان وحدت وی برد

گویی که میدان نسپرد در زخم چوگان بشکنم

گشتم مقیم بزم او چون لطف دیدم عزم او

گشتم حقیر راه او تا ساق شیطان بشکنم

چون در کف سلطان شدم یک حبه بودم کان شدم

گر در ترازویم نهی می دان که میزان بشکنم

چون من خراب و مست را در خانه خود ره دهی

پس تو ندانی این قدر کاین بشکنم آن بشکنم

گر پاسبان گوید که هی بر وی بریزم جام می

دربان اگر دستم کشد من دست دربان بشکنم

چرخ ار نگردد گرد دل از بیخ و اصلش برکنم

گردون اگر دونی کند گردون گردان بشکنم

خوان کرم گسترده‌ای مهمان خویشم برده‌ای

گوشم چرا مالی اگر من گوشهٔ نان بشکنم

نی نی منم سرخوان تو سرخیل مهمانان تو

جامی دو بر مهمان کنم تا شرم مهمان بشکنم

ای که میان جان من تلقین شعرم می کنی

گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

از شمس تبریزی اگر باده رسد مستم کند

من لاابالی وار خود استون کیوان بشکنم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

روزبه نعمت الهی » هفته ی عاشقی » باز آمدم

آرش قاسمی » بار دگر » قفل زندان

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

رسته در ‫۱۲ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱ فروردین ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۳۴ نوشته:

بیت 2
غلط: باده هاشان
درست : بادهاشان
بیت 14
غلط:گوشه
درست : گوشه ی
منبع: نسخه ی فروزانفر
---
پاسخ: با تشکر، تغییرات مطابق تحقیق شما اعمال شد.

 

ناشناس در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۱۷ نوشته:

بیت 7
غلط: گیرم
درست: گبرم
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

 

ساکت در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۴۲ نوشته:

بیت7
نادرست:گبرم
درست:گیرم
از نسخه ی استاد فروزانفر
---
پاسخ: با تشکر، با استناد به تحقیق شما تغییر انجام شدهٔ قبلی را بازگرداندیم.

 

کامران کمیلی پور در ‫۹ سال و ۶ ماه قبل، دو شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۰۹:۱۶ نوشته:

با سلام
در بیت 7
بر اساس قرائت صوتی دکتر سروش، در مجموعه رسول آفتاب، کلمه گبرم صحیح می باشد.
علاوه بر آن که کلمه گیرم در این بیت هیچ معنای محصلی ندارد و حتی در صورت موجود بودن در نسخه های متقدم، می تواند ناشی از سهو مستنسخ باشد.

 

دوست در ‫۸ سال و ۱۲ ماه قبل، سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۲۳:۲۸ نوشته:

بیت هفتم 7
نادرست : گیرم
درست : گبرم
عزیزان شما این شعر پر مغز رو با لفظ گیرم معنا کنید ....
قطعا بی معنی و بی ربط به موضوع هستش .. به نظر من بجای استناد به نسخه های نادرست بهتر است از بهترین مرجع یعنی عقل خودمون کمک بگیرم که این مصرع با لفظ "گبرم" دارای معنای کاملی است.

 

زنده دل در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۸ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۲۶ نوشته:

در برخی نسخه ها این ابیات آورده شده ، آیا مربوط به این غزل مولانا است ؟
امروز سرمست آمدم، تا دیــــــر را ویران کنم
گرز فریدونی کشــم ،ضحّــــاک را سر بشکنم
این بار سرمست آمدم ، تا جام و ساغر بشکنم
ساقی ومطرب هردو را، من کاسه سر بشکنم
گر کژ بسویم بنگرد گـــــــوش فلک را بر کنم
گر طعنه بر جــــــــــانم زند دندان اختر بشکنم
چون رو به معراج آورم ازهفت کشوربگذرم
چون پای برگردون نهم نه چرخ و چنبربشکنم
گر محتسب جوید مـــــرا تا در رهی کوبد مرا
من دست وپایش درزمان با فرق ودندان بشکنم
گر شمس تبریزی مــرا گوید که هی آهسته شو
گویم که مـــــــن دیوانه ام این بشکنم آن بشکنم

 

ali tarefi در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۱۰ نوشته:

بسیار زیباست،این غزل زیبا را استاد شهرام ناظری اجرا کرده اند،بسیار سپاس گذارم از زحمات شما

 

ارد ایرانی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، چهار شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۰۸ نوشته:

غزل (این بار سر مست أمدم تا جام وساغر بشکنم) این چکامه شور انگیز را استاد بزرگ شجریان در کانادا اجرا کرده اند، در اینترنت اگر (گرز فریدونی ) را سرچ کنید میتوانید ببینید وبشنوید. فوق العاده است.

 

سپهر در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۱ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۲۷ نوشته:

با سلام به فرهنگ دوستان
اگر در بیت 7 کلمه «گیرم» را صحیح بدانیم، شاید بتوان آن را چنین تحلیل کرد: کلمه «نمک» در این بیت می‌بایست دوبار تکرار می‌شده به این شکل؛ گر ذره‌ای دارد نمک، با شکستن آن نمک گیر خواهم شد. اما مولانا با فصاحت تمام کلمه نمک را به عنوان مرکز ثقل بیت یک‌بار اما در دو نقش به‌کار برده است.

 

سپهر در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۱ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۳۰ نوشته:

با سپاس و پوزش
در نظر قبل آدرس سایت اشتباه درج شده بود

 

بهاره در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۴۰ نوشته:

مراد از "جغد طوطی خوار" چیست؟

 

... در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۴۵ نوشته:

دوست عزیز، بهاره بزرگوار
ویرانه ای رو تصور کنید که جغدی اونجا نشسته و طوطی ها رو می خوره. یک باز از دست شاه به پرواز درمیاد و در این ویرانه جغد رو نابود می کنه.
حالا جغد رو نمادی از شومی و ویرانی و مرگ در نظر بگیرید و طوطی رو نماد شیرین سخنی و سرزندگی و سرور و مولوی همون بازه که از دست معشوق (شاه) پریده و در این ویرانه، جغدهای نابود کننده زندگی رو نابود می کنه و طوطی هارو آزاد.
به نظر من مولوی در این بیت خودش رو نابود کننده افسردگی ها و پیام آور نشاط و سرزندگی می دونه.
با احترام.

 

بهاره در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۰۸ نوشته:

برسد به دست اون عزیزی (...) که پاسخ من رو داد. بینهایت ممنونم. چقدر شیرین، چقدر شیوا، چه هدیه ی زیبایی به من دادید با این پاسخ.

 

... در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۰۵ نوشته:

ممنونم از لطفتون

 

همایون در ‫۴ سال قبل، شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۵۹ نوشته:

عرفان مقوله ائ‌ فردی به نظر میاید ولی از آنجا که انسان با جامعه و هستی‌ در پیوند است
اگر خود را به اوج توانمندی خود برساند که هدف عرفان نیز همین است آنگاه همگی‌ از او
برخوردار میشوند. این حسی است که جلالدین در این غزل بیان میکند
براستی نیز این کار را کرده است. جلال دین همه مذاهب را به هم زده است.
خدا را دگرگون کرده است. مستی را برای همه تحقق بخشیده است
شمس را خدا کرده است خودش را جاودانه و بی‌ مرگ کرده است
شاهان را سبک و بی‌ مقدار کرده است مغول و تاتار را در اوج تهاجم به مسخره گرفته است
آسمان و ستارگان را از اعتبار انداخته است دکان همه شعبده بازن را تخته کرده است
برای همیشه زاهدن و دین فروشان را پست و بی‌ مقدار کرده است
موسیقی‌ و رقص را و شادی و پرواز و نوروز را به همه ارمغان داده است
براستی قفل زندان‌ها را شکسته است. آیا اکنون نوبت ما نیست که با باده او
مست شوم و استون کیوان را و مردم آزاران جهان را فرو شکنیم. چرا که نه

 

ملیکا رضایی در ‫۲ ماه قبل، دو شنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۰۷ پاسخ داده:

همایون !

عالی بود ! ....

 

حنیفی در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، یک شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۵۵ نوشته:

باعرض سلام خدمت مدیران گنجور و خوانندگان عزیز وباعرض ارادت به یاد مولانا:
بازآمدم چون عید نو تا قفل زندان بشـکنم
وین چرخ مردم خوار را چنگال و دندان بشـکنم
هفت اختر بی‌آب را کاین خاکـیان را می خورند
هم آب بر آتش زنم هم بادها شـان بشـکنم
در بیت چهارم، مولانا که خودرا خاک وازخاک معرفی میکند هرسه عنصر آب وآتش وباد را به باد افتصاح میدهد.
ونیز بیان ظاهر این بیت میگوید که براتش آب می زند وحقیر شان میکند باد شان را بدر میکند .
بادهاشان اصلاح شود به بادها شان

 

محمد طرفی در ‫۳ سال قبل، شنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۳۳ نوشته:

بایستی عرض شود این ابیات گنجینه را استاد شجریان در کنسرت استرالیا اجرا کرده است! ساز و آواز این گرز فریدونی و سپس بعد از آن تصنیف سخن عشق یا همون تصنیف «مرغ سخندان» در کنسرتی داخل کشور استرالیا اجرا شد. جالب اینجاست به شعر سخن عشق تو بی آنکه بر آید به زبانم که مراجعه کردیم اونجا هم ننوشته که این شعر در استرالیا اجرا شده، بنظرم اگر کاربران سایت گنجور لطف کنند از این دو اجرا نام ببرند خیلی خوب میشه! امیدوارم که موفق و سلامت باشند این عزیزان و به امید بهبودی حنجره ی ایران زمین، استاد محمد رضا شجریان!

 

علی شیرازی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۱۲ نوشته:

درود بر همه دوستان
در ساخته استاد مجید درخشانی با آواز بهشتی استاد شجریان در سال 2010 در لس آنجلس هم اجرا شده است.

 

امیرحسین در ‫۲ سال قبل، یک شنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۳۰ نوشته:

این قطعه فوق العاده استاد مولوی را شهرام ناظری با نام "قفل زندان" بصورت تک آهنگ اجرا کرده که اجرای بسیار زیباییست، مخصوصا اجرای کاخ سعادت آباد. لطفا امکان اضافه کردن تک آهنگ رو هم به فهرست خوانندگان اثر اضافه کنید. من تلاش کردم نشد اینکار انجام بدهم. سپاسگذارم.

 

لیلا حسن زاده در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۳۴ نوشته:

سلام و سپاس از مطالب مفید دوستان
باز آمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم
وین چرخ مردم خوار را چنگال و دندان بشکنم
از آنجایی که در دوران گذشته و باستان (حتی امروزه) رسم بر این بوده که در نوروز درب زندان‌ها را باز می ‌کردند و گاه بخشی از حبس زندانیان را می‌بخشیدند. منظور مولانا از مصرع اول همان باز شدن قفل زندان‌ها و بخشیدن زندانیان بوده است.

 

ملیکا رضایی در ‫۲ ماه قبل، دو شنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۰۴ نوشته:

شهرام ناظری هم فکرکنم خوانده باشد این شعر را ... 

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.