گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۴۶

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

رفت عمرم در سر سودای دل

وز غم دل نیستم پروای دل

دل به قصد جان من برخاسته

من نشسته تا چه باشد رای دل

دل ز حلقه دین گریزد زانک هست

حلقه زلفین خوبان جای دل

گرد او گردم که دل را گرد کرد

کو رسد فریادم از غوغای دل

خواب شب بر چشم خود کردم حرام

تا ببینم صبحدم سیمای دل

قد من همچون کمان شد از رکوع

تا ببینم قامت و بالای دل

آن جهان یک تابش از خورشید دل

وین جهان یک قطره از دریای دل

لب ببند ایرا به گردون می‌رسد

بی‌زبان هیهای دل هیهای دل

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محمدرضا شجریان » مرغ خوش خوان » ساز و آواز (مثنوی ابوعطا)

حمیدرضا نوربخش » پنهان چو دل » هیهای دل

سالار عقیلی » پیدای پنهان » سودای دل

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

آگاه! نوشته:

ابیاتی از این شعر زیبا رو استاد شجریان در تصنیفی به نام «مرغ خوشخوان» ارائه کردن.

آلبوم مرغ خوشخوان

👆☹

مرتضی نوشته:

پیرو گفته دوست عزیزم لازم است که بگویم استاد شجریان این ابیات را در آلبوم مرغ خوشخوان نه در تصنیف مرغ خوشخوان بلکه در ساز و آوازی به نام مثنوی ابوعطا خوانده اند.
بسیار زیباست… حتما این آلبوم را تهیه کنید.

👆☹

نادر.. نوشته:

گرد او گردم که دل را گرد کرد..

👆☹

همایون نوشته:

واژه دل از آن واژه‌ها و معنی‌‌هایی‌ است که دائماً توسط جلال دین نو می‌‌شود و گسترش می‌‌یابد گویی گسترش همه معنی‌‌ها به این معنی‌ وابسته است همان گونه که آن جهان و این جهان را دل به هم پیوند می‌‌زند زیرا خود خالق و سازنده آن هاست، دل به هیچ آیین و دینی بستگی ندارد بلکه آیین‌ها و دین‌ها را از دل خوبی‌‌ها و زیبائی‌ها بیرون می‌‌آورد و دائماً در کار پیدایش و آفرینش است

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام